|
|
|
|
|
با سلام 1- بنده هنوز معتقدم "یک مخالف نظام" نمیتواند آزادانه در یکی از دانشگاههای ایران سخنرانی کند و "بوش" یک مثال است و این راهم میدانم که با توجه به بهره هوشی پایین "بوش" , خردورزان آمریکا اجازه چنین کاری به او نمیدهند ولی جای دور نرویم اجازه دهیم فرضا "سروش" یا "حجاریان" آزادانه در یک برنامه زنده تلوزیونی صحبت کنند با ذکر این نکته که نسبت به افراد یاد شده انتقادهایی هم وارد است اما مهم این است که با وجود قبول نداشتنشان , اجازه صحبت به آنها داده شود. امام صادق(ع) تنها امامی بودند که کمی از طرف حکومت وقت آزادی عمل داشتند و ایشان میدانیم که شاگردان بسیاری در علوم مختلف از جمله علم کلام تربیت کردند که کسی را یارای بحث با آنها نبود و من این اسلام و شیعه را قبول دارم که آزادانه مطرح شود و با منطق پاسخ گوید 2- نوع طرح سوالات این قسمت شما نشان از یکسو نگری دارد . ما در کشورمان نشان ملی آنها یعنی پرچمشان را آتش میزنیم , در مقابل این کار انگشت نگاری با اینکه مردود است اما جای تعجب ندارد. در مورد اتفاق هتل استقلال نظر شما را به مطبوعات و اخبار زمان ریاست جمهوری پیشین جلب میکنم واقعیت قابل انکار یا تحریف نیست 3- عزیز من, بحث در مورد احمدی نژاد یا خاتمی نیست مسئله نوع نگاه جامعه ما به طرز تفکر مخالف است که باید اصلاح شود و متاسفانه فرهنگ ملی ما در این زمینه دچار اشکال است که مخالف عقیده خود را دشمن میدانیم حال شاید او دوستی باشد که عیوب ما را میگوید همین. در مورد اینکه ما ایرانیان تحمل نظرات مخالف را نداریم با شما موافقم. در مورد آزادی بیان هم معتقدم که مردم ما هنوز جنبه و درک لازم برای این آزادی را پیدا نکرده اند. در مقابل آتش زدن پرچم آنها اگر به تاریخ نگاه کنید آنها هواپیمای مسافربری ما را منهدم کردند.و بسیار حوادث دیگر که هر دو طرف برای هم ایجاد کردند.من فکر نکنم این پرچم آتش زدن ربطی به این کار داشته باشد. در ضمن من مایلم ادامه این بحث را جای دیگری پیگیری کنیم.چون نمیشود این وبلاگ را تبدیل به مناظره بین من و شما بکنم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:38 توسط رضا
|
|
||