تبليغاتX
سیاست از نگاه من
بحث در مورد مسایل سیاسی و اقتصادی کشور
سلام.

من بعد از مدتها دوری دوباره تصمیم گرفتم این وبلاگ رو بروز کن.

برای اولین مطلب جدید هم میخوام نظرتون رو در مورد یک اتفاق که امروز برام افتاد بدونم:

امروز که رفته بودم نانوایی یک مرد تقریبا مسن داشت نون هایی که گرفته بود رو جمع میکرد و هی میگفت:"به قبرش نور بباره".

خیلی تعجب کردم. یه کم که دقت کردم دیدم نون هایی که بهش دادن یه کم سوخته.با خودم فکر کردم که اگه نونها خرابه چرا می به قبرش نور بباره.

وقتی داشت میرفت نزدیکتر رفتم دیدم داره میکه به قبرت نور بباره شاهنشاه.

خیلی تعجب کردم و وقتی یه کم فکر کردم خیلی تاسف خوردم که چرا مردم ما ملاک خوبی و بدی حکومت ها رو میزان ضایهات نان یا سرمای هوا!!!قرار میدن.

مگه به اینا میشه گفت دلیل؟

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 13:52  توسط رضا  | 

سلام.من چند روز قبل در دانشگاه يكي از اين نشرياتي كه از كنارشان كه رد ميشوي بوي تحكيم وحدن به مشامت ميخورد را ديدم و آن را خريدم تا ببينم حرف حساب اينها چيست؟حالا مي خواهم يك نقد براي اين به اصطلاح نشريه بنويسم.تا ديگران كه احتمالا زياد تحت تاثير اين نشريه قرار گرفته اند را كمي متوجه قضاياي ديگر هم بكنم.

از سرمقاله شروع مي كنم.در اين سرمقاله آقاي سردبير نوشته بود چون دانشجوها عضو هيچ حزب و گروه سياسي نيستند راحت و آزاد و به دور از محافظه كاري ميتوانند از حكومت انتقاد كنند.(البته اميدوارم منظور ايشان از انتقاد عكس آتش زدن و در دانشگاه شكستن نباشد.)ولي اگر شما كمي اين نشريه را مطالعه كنيد متوجه ميشويد كه كاملا دنباله روي سياستهاي دفتر تحكيم وحدت است.كه مسلما بيشتر به فكر منافع خود است.پس اصولا اين نشريه با سخنان سردبير در تناقض است.

قسمت ديگر صفحه اول با عنوان"از دانشگاه كلمبيا تا دانشگاه تهران" كه در آن بصورتي تقريبا با اغراق از تدابير شديد امنيتي و كنترل كوچكترين تحركات!!! صحبت شده بود.نكته ي ديگر اين بخش اين بود كه بيشتر اين گروههاي دانشجويي ميل دارند خود را در مقابل بسيج وبسيجي قرار دهند.بنويسند از آنها كتك خورده اند و اين جور چيزها كه به نظر من با وجود تبليغات منفي زياد عليه بسيجي ها در ايران اين نوع كارها نوعي مظلوم نمايي است چون همانطور كه در آن گروه افراد افراطي پيدا ميشوند در اين گروههاي به اصطلاح منتقد هم افراطي پيدا ميشود.نكته ي ديگر استفاده از وجه بسيار بد بسيج در بين بخشي از جوانان ايران است.كه با قرار دادن خود در مقابل بسيج سعي در جذب اين جوانان دارند.

در پايين صفحه صحبت چند تن از تجمع كنندگان آورده شده بود."اساتيد ما به جرم توهين به مقدساب بازداشت شده اند آقاي احمدي نژاد شما جرو مقدسات نيستيد."اين جمله بسيار جالب است.چون عملا در حال اعتراف به اين است كه آنها به احمدي نژاد توهين كرده اند .نه نقد مصلحانه.در نتيجه كمي تا قسمتي جرم داشته اند.و آنگونه كه ميگويند دنبال نقد خالص نيستند."دانشجو نبايد در زندان باشد."اين هم خيلي جالب است.مگر خون دانشجو از بقيه رنگين تر است؟؟؟؟

در صفحه بعد نوشته شده بود تنها بسيجي ها را با كارت داخل  محل سخنراني بردند.(پس آن فردي كه بلند شد و اعتراض كرد و احمدي نژاد بعد با او صحبت كرد كه بود؟؟؟؟)در قسمت ديگري نوشته شده بود پس از پايان سخنراني احمدي نژاد به هيچ سوالي پاسخ نداد و بدون توجه به منتقدان آنجا را ترك كرد.(حالا خوب است كه تلويزيون آن قسمت كه احمدي نژاد با يك منتقد صحبت ميكرد را پخش كرد.اين هم قسمتي از تحريفات براي رسيدن به منافع حزبي.)در ضمن شكستن درب دانشگاه مطابق تقد مصلحانه است؟مگر اينجا تگزاس است؟در كلمبيا اين چنين رفتاري با رئيس جمهور كشور مخالف نكردند كه اينجا با رئيس جمهور كشور خود ميكنند.ما كي ميخواهيم فرهنگ اعتراض و نقد واقعا منصفانه(نه عكش آتش زدن و در شكستن) را پيدا كنيم؟؟؟؟

در فسمت ديگر چند سوال دفتر تحكيم آورده شده بود.

1-در سوال اول گفته شده بود دانشجويان به خاطر چاپ نشريات بازداشت شدندو در آخر گفته شده بود چرا احمدي نژاد گفت:با افرادي كه دانشگاه امير كبير آنگونه رفتار كردند هيچ برخوردي نشده است؟(اگر دليل بازداشت نشريه بوده است اين چه ربطي به سخنراني امير كبير دارد؟؟؟؟؟؟)

2- در سوال دوم اشاره به محروم كردن اقليتهاي قومي و مذهبي از تحصيل شده بود.احتمالا منظور  بهائي ها بوده اند كه من اطلاع دقيقي  از آن ندارم تنها اين را ميدانم كه يك فرقه است كه توسط فقهاي ما تاييد نشده است.در مورد اقليتهاي قومي من نميدانم چه كسي را به خاطر كرد لر بلوچ يا ترك بودن ار تحصيل محروم كرده اند.از اين سوال مسخره تر من تا به حال نديده ام.

3-در سوال 3به مسئله تبعيض نژادي در ورودي دانشگاها اشاره شده بود كه مسئله جالبيست.ولي به علت طولاني بودن ان شاء الله بعدا در يك پست به آن مي پردازم.

4-در اين سوال آمده بود كه با افزايش شديد!درآمدهاي دولت چرا سهم بودجه دانشگاهها كم شده است؟من نميدانم كه اين حرفها را از كجا در مي آورند؟اگر با يك اقتصاددان صحبت كنيد به شما ميگويد كه افزايش قيمت نفت لزوما به نفع كشور نيست.چون در عوض بايد بنزين گازوييل لباس و ... را هم گرانتر بخريم.

5-در اين سوال آمده بود چندين نشريه به علت نقد به دولت بسته شده اند.در اول پست صحبتهاي يكي ار همين آقايان را آوردم كه نشان از توهين ميداد نه نقد.(اين هم يك تناقض ديگر.)

6-در اين سوال آمده بود در دوران شما ميزان وفاداري اساتيد به شما  به ملاكي تعيين كننده!!!! براي استخدام تبديل شده بود.(بدون شرح)و دانشگاههاي ما درميان 2000 دانشگاه برتر جهان قرار ندارند(مگر در دوران قبل قرار داشتند؟؟)در قسمت ديگر عنوان شده بود براي اولين بار در دوران ما يك فرد بدون تحصيلات دانشگاهي به رياست دانشگاه رسيده است.(به نظر شما پست آقاي خاتمي بالاتر نبوده است؟ايشان كه يك روحاني بودند.)

اين تنها نقد دو صفحه بود و به علت طولاني شدن در صورت نياز بقيه را هم نقد كينم.فقط اين را بگويم كه اين افرايد كه اينقدر ادعاي نقد دولت دارند و به قول خودشان به فكر مردم هستند چرا با زنداني شدن 3 نفر تمام آنها را فراموش كردند؟و ديگر كسي نقد نميكند؟مگر مشكلات مردم زنداني بودن 3 نفر است؟آيا مردم مشكلات بزرگتري ندارند؟؟؟آيا اين به آن معنا نيست كه اينها به فكر سوء استفاده از مشكلات مردم هستند؟آيا با عكس آتش زدن مشكلات حل ميشود؟؟؟؟تا كي احزاب بايد به دنبال منافع خود باشند؟؟و عده اي دانشجوي بيشتر جوگير شده دور آنها جمع شوند.و به جاي تحقيق و توليد علم يا ريشه يابي مشكلات و رساندن آنها با حكومت يا ارائه راه حل تنها به تظاهرات بيهوده و شكستن در دانشگاه اكتفا ميكنند.آيا اين رفتار يك دانشجوي روشنفكر است؟

در آخر اين را هم بگويم كه اين احزاب حتي در شبهاي قدر كه انسان بايد به فكر درون خود باشد و حداقل 3 شب را به خود بپردازد هم دست از سخنرانيهاي خود بر نميدارند و حتي در اين سخنرانيها از شخصيتهاي اسلامي هم استفاده ميكنند.

كاش به جاي اين همه حزب و دفتر چند داشجوي روشنفكر و آگاه مي داشتيم.

به اميد آن روز

ان شاء الله.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 16:53  توسط رضا  | 

با سلام

1- بنده هنوز معتقدم "یک مخالف نظام" نمیتواند آزادانه در یکی از دانشگاههای ایران سخنرانی کند و "بوش" یک مثال است و این راهم میدانم که با توجه به بهره هوشی پایین "بوش" , خردورزان آمریکا اجازه چنین کاری به او نمیدهند ولی جای دور نرویم اجازه دهیم فرضا "سروش" یا "حجاریان" آزادانه در یک برنامه زنده تلوزیونی صحبت کنند با ذکر این نکته که نسبت به افراد یاد شده انتقادهایی هم وارد است اما مهم این است که با وجود قبول نداشتنشان , اجازه صحبت به آنها داده شود. امام صادق(ع) تنها امامی بودند که کمی از طرف حکومت وقت آزادی عمل داشتند و ایشان میدانیم که شاگردان بسیاری در علوم مختلف از جمله علم کلام تربیت کردند که کسی را یارای بحث با آنها نبود و من این اسلام و شیعه را قبول دارم که آزادانه مطرح شود و با منطق پاسخ گوید
2- نوع طرح سوالات این قسمت شما نشان از یکسو نگری دارد . ما در کشورمان نشان ملی آنها یعنی پرچمشان را آتش میزنیم , در مقابل این کار انگشت نگاری با اینکه مردود است اما جای تعجب ندارد. در مورد اتفاق هتل استقلال نظر شما را به مطبوعات و اخبار زمان ریاست جمهوری پیشین جلب میکنم واقعیت قابل انکار یا تحریف نیست
3- عزیز من, بحث در مورد احمدی نژاد یا خاتمی نیست مسئله نوع نگاه جامعه ما به طرز تفکر مخالف است که باید اصلاح شود و متاسفانه فرهنگ ملی ما در این زمینه دچار اشکال است که مخالف عقیده خود را دشمن میدانیم حال شاید او دوستی باشد که عیوب ما را میگوید همین.

در مورد اینکه ما ایرانیان تحمل نظرات مخالف را نداریم با شما موافقم.

در مورد آزادی بیان هم معتقدم که مردم ما هنوز جنبه و درک لازم برای این آزادی را پیدا نکرده اند.

در مقابل آتش زدن پرچم آنها اگر به تاریخ نگاه کنید آنها هواپیمای مسافربری ما را منهدم کردند.و بسیار حوادث دیگر که هر دو طرف برای هم ایجاد کردند.من فکر نکنم این پرچم آتش زدن ربطی به این کار داشته باشد.

در ضمن من مایلم ادامه این بحث را جای دیگری پیگیری کنیم.چون نمیشود این وبلاگ را تبدیل به مناظره بین من و شما بکنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:38  توسط رضا  | 

با سلام

1- زمانی که من آن "پست" را نوشتم هنوز دانشگاه فردوسی دعوت نکرده بود
2- اگر بوش آمد و آزادانه توانست صحبت کند جواب شما مثبت است
3- چند وقت پیش با چند جهانگرد آمریکایی در هتل استقلال چه برخوردی شد فقط به جرم آمریکایی بودنشان؟
4- تنها اجازه دهند یکنفر از دانشجویان دفتر تحکیم وحدت آزادانه از احمدی نژاد سوال کند و به طور زنده از تلوزیون پخش شود آنگاه من حرفهایم در مورد آزادی بیان را پس میگیرم

۱-پس چرا متن را اصلاح نکردید؟؟؟؟

۲-حالا اینکه جرئت نکرد بیاید و جواب رد داد دیگر به ما چه مربوط است؟؟؟؟به ما چه که نمیتواند مانند احمدی نژاد در مشور مخالف سخنرانی کند؟؟؟؟

۳-الف)آیا شما از برخورد نامناسب با ایرانیان در آمریکا یا مسافران هم خبری دارید؟؟؟

ب)آیا این کار را احمدی نژاد انجام داده؟؟؟؟

ج)مدرک متعبر شما و افرادی که این برخورد احتمالی را انجام دادند را مشخص نکردید.

د)از کجا معلوم فرد آمریکایی کاری انجام نداده که باعث ایجاد برخورد شود؟؟؟؟

ه)شاید فرد برخورد کننده همینجوری به خاطر خصومتی که خودش با امریکا دارد برخورد انجام داده.

و)من میتونم همینطور ادامه بدم ولی توی کافی نت نمیشه.

۴-آیا تا به حاال کسی آزادانه از آقای خاتمی در تلویزیون سوالی پرسیده است؟؟

آیا شکایات روحانیون و فیلمهای مورد ادعای آنان منبی بر دست دادن آقای خاتمی با زنان در آن طرف آب از تلویزیون پخش شد؟

آیا این افرادی که شما میگویید همان ها نیستند که در سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه امیر کبیر عکس او را آتش زدند؟؟؟

آیا تا به حال پیشنهادی مبنی بر این کار به احمدی نژاد داده شده؟؟در وقتی که وی مشغله کاری نداشته باشد؟؟

آیا.............(به همان علت در کافی نت بودن ادامه نمیدهم.)

سلام رضا جون

تو وبلاگ الهم عزیزم با شما آشنا شدم ممنونم از انتقادی که کردی گل من

چشم از این به بعد بیشتر حواسمو به این معطوف میکنم که غلط املائی نداشته

باشم تا به خود متنی که دارم مینویسم اون وقت حتما" یه دوست دیگه از اون ایراد

میگیره اما باز بهتره که آدم چرند بنویسه تا غلط املائی یا نگارشی داشته باشه مثل

این کلمه که من از تو پست شما کپی کردم (توی کی) که احتمالا" منظورتون ( تو

یکی ) بوده . سخت نگیر دوست من . واسه رفع کوتی بود


سلام.

من منظورم این بود که وفتی شما به جای ق مینویسید غ صرف نظر از محتوای مطلب خود این غلطها باعث کم شدن بار معنایی مطلب و اطمینان خواننده به آن میشود و فکر میکند این را یک بچه دبستانی نوشته یا از این ایرانیان مقیم خارج و احتمالا ساکن قسمتهای اشغالی فلسطین نوشته.(چون به گمانم مطلب در مورد فلسطین بود.اگر اشتباه میکنم ببخشید.)

به هر حال من که یادم نیست مطلب شما چه بود ولی اگر این غلطهای املایی را کم کنید بسیار بهتر است.


ببین از این که اون کامنت محبت امیز رو گذاشتی ممنون بگوما توی این 2 سال 120 میلیارد دلار در امد داشتیم این محمود سقراط شما چی کار کرد راستی در مورد دانشگاه کلمبیا هم باید بگم حق با شماست معلوم بود از ریس جهورت چه استقبالی شده اون خاتمی بدبخت اگر کار نکرده باشه حداقل توی یه دانشگاه خارجکی لقب دیکتاتور احمق کوچلو بهش ندادن واقعا زشته احمدی نژاد دیکتاتور کوچلو نیست واقعا بزرگه چون اگر کوچیک نبود مخالفانش رو به بهونه امنیت اجتماعی حلق اویز نمی کرد
جسدی بر طناب، پرچم دولت فاشیست است. دولتی بی لیاقت که صدها تن را قربانی می کند تا پشت پشته کشته ها بی لیاقتی و نادانی و بی کفایتی اش را نهان کند. می کشد تا مردمان را بترساند تا سووال نکنند و نخواهند آنچه حق شان است. آنچه در این میان نابود می شود، روح ملتی است که با چشمی گشاده، لرزش بیجان شدن آدمیان را بر طناب می بیند.
یا حق

چی کار نکرد؟؟؟

قسمت زیادی که مثل دوران قبل صرف خرید بنزین میشود.بقیه هم با این همه طرحهای عمرانی در تمام کشور که با سفرهای استانی ساخته شد و دیگر هزینه ها تمام میشود.کاس سری به بودجه مملکت میزدید و همینجوری با شنیدن این عدد بزرک فکر نکنید که این همه پول کجا شد؟

در مورد آن لقب اگر تو چاله میدون به احمدی نژاد میگفتند حق با شما بود ولی وقتی توی یک دانشگاه جلوی افراد تحصیلکرده این لقب گفته شد بیشتر خود رئیس دانشگاه و خود دانشگاه را زیر سوال برد.و جواب آرام و منطقی احمدی نژاد در مقابل ان همه توهین بهترین تبلیغ برای وی و ایرانیان بود.

این دفعه هزارم طرح امنیت اجتماعی کار قوه قضاییه و پلیس که زیر نظر رهبری اداره میشود بوده است.

من نمیدانم چرا همه برای اعدامیها دل میسوزانند؟؟؟؟؟؟؟؟

یعنی من برای همه باید بگویم که امیدوارم ناموست دست همین افراد اعدامی به علت هتک حرمت بیافتد تا بدانی اعدام برای چیست؟؟؟؟؟؟

یا خانواده ات به علت اعتیاد والدین از هم بپاشد تا بدانی چرا حامل ۶کیلو هروئین را اعدام میکنند؟؟؟؟؟

در مورد دیگر حرفهای کلیشه ایت هم فکر کنم خوانندگان این وبلاگ به اندازه کافی درک داشته باشند تا آنها را با واقعیت جامعه مقایسه کنند.


سلام.شما را لينك كردم.در صورت تمايل،شما هم مرا لينك كنيد

شما هم لینک شدید.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 10:57  توسط رضا  | 

سلام.

این پست فعلا بر ای دست گرمیست.

من چند روز قبل داشتم توی وبلاگهای به اصطلاح مخالف میگشتم یک جا دیدم توی یک پست طرف نوشته:چرا در مملکت ما اینقدر سانسور وجود داره؟چرا ما مثل امریکا بوش رو به ایران دعوت نکنیم و اون بیاد توی کی از دانشگاههای ما سنخنرانی کنه؟؟چرا حکومت این کارها رو میکنه؟؟؟

یک همچین چیزهایی من این پست رو زدم که فقط بگم ببینید تا چه اندازه کورکورانه صحبت کردن در وبلاگهای مخالف حکومت وجود داره.حیف که من آدرس وبلاگو یادم نیست تا صحبتهای رئیس دانشگاهم(دکتر آشوری)را تحویلش دهم.این یک نمونه از حرفهای کلیشه ای این وبلاگ ها بود.من که به شخصه تا به حال توی این وبلاگها حرف درست و حسابی ندیده ام اگر شما دیده اید آدرس بدهید.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 10:52  توسط رضا  | 

سلام.

من چند مدت به خاطر کارهای دانشگاه آپدیت نمی کردم.

ولی حالا از داخل سایت دانشگاه میتونم سری به وبلاگ بزنم.

لطفا مسائل مهمی که ترجیح میدین در مورد اونها صحبت کنم را بنویسید.تا دوباره وبلاگ رو راه بندازم.

به امید خدا.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 14:1  توسط رضا  | 

من مسافرتم و نمی توانم آپ کنم.

البته در حال فکر کردن روی مطالب جالبی هستم.راستی اگر کتاب خوانید کتاب غربزدگی جلال آل احمد را بخوانید.جالب است.

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 11:49  توسط رضا  | 

آقا رضا سلام : وبلاگت جالبه اما چرا دیر به دیر آپ میکنی ؟ ضمنا اگه اون عکس مال خودت هست ! که خیلی برام آشنایی میشه بگی چکاره ای و کدوم محل زندگی میکنی ؟ بهرحال که از آشنایی با شما همشهری و دوست عزیز خوشحالم . فعلا خدانگهدار

سلام.

من مسافرتم برای همین نمی تونم زود به زود آپدیت کنم.

من رضا حقیقی ۱۸ ساله زابل خ.طالقانی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 17:14  توسط رضا  | 

درسته که آقای احمدی «زاد اول دست به سفر های استانی زدند ولی آقای خاتمی هم در دوران 8 سال ریاست جمهوری همه جای ایران را رفتند بدون این همه سر و صدا و تبلیغات و بزرگ نمایی
و حال هم که به سفر می روند خودشان نمی روند بلکه از ایشان دعوت می شود همان طور که در کاشان از ایشان دعوت شد مجمع روحانیان مبارز و ائتلاف اصلاح طلبان ایشان را دعوت کردند و در ضمن ایشان در سفرهای خود هیچ وعده و وعیدی ندادند که بخواهند انجام ندهند و کسانی هم که به استقبال ایشان می آیند تماما کسانی هستند که به میل خود و با پای خود آمده اند
من خودم یک بسیجی هستم و وقتی که آقای احمدی نژاد به اصفهان آمد از طرف پایگاه بسیج به من زنگ زدند و گفتند که اگر من هم بروم به من ***30 ساعت*** کارکرد می دهند که اگر در این خط ها باشید می دانید 30 ساعت کم نیست
پس نتیجه می گیریم که هر که آمده برای این بوده که او را دوست داشته و دارد و خواهد داشت برای مثال خود من که از اصفهان مسیر 3 ساعتی را تا کاشان رفتم تا این عزیز را ببینم

سلام.

البته درست که آقای خاتمی هم به بیشتر مناطق ایران رفته اند ولی چون در یک استان به اندازه کل بودجه عمرانی ۱۰ سال قبل به آن استان بودجه عمرانی اختصاص نداده بودند کسی از سفرهایشان مطلع نشد.

در مورد بزرگ نمایی به نظر من کمی هم کوچک نمایی شده است.و کسی کل کارهای کارشناسی و زحمات دولت را به مردم منعکس نکرده است.البته چون کار خیلی بزرگ بوده است باز هم مردم با وجود عدم پرداخت زیاد متوجه کار بزرگ دولت شده اند.

در مورد وعده وعید منظورتان را متوجه نمی شوم همین حالا ۱۰۰٪ مصوبات دولت در استان من یعنی سیتان و بلوچستان اجرایی شده و بیشتر آنها تمام شده است.

این موضوعی که مطرح کرده اید ربطی به این دولت و آن دولت ندارد بلکه خود دستگاهها برای خود شیرینی دست به این کارها می زدند و هر مقام مهمی که وارد شهرشان می شود این کارها را می کنند و ربطی به این دولت ندارد.

چون شما ایشان را دوست داشتید نتیجه گرفتید که همه با انتخاب خودشان آمده اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ممنون ولی اگه قشنگن پس چرا ازشون استفاده نمیکنی؟؟

چون نمی شود که هر روز قالب عوض کنم.من سعی دارم هر ماه یک قالب عوض کنم.


در رابطه با نظر شما در مورد مطلب (من به احمدی نژاد رای ندادم ) وبلاگم :
درست .مگر این مطلب خود نوعی حمایت از احمدی نژاد و اطلاع رسانی نبود .منتها از افعال معکوس استفاده شده بود.
متشکرم از نظرتون.

من قبول دارم که مطلبتان یک نوع حمایت بود و اطلاع رسانی.شاید طرز نوشتن نظرم باعث ایجاد شبهه ای برای شما شده است.

به هر حال از سبک نوشتنتان خوشم آمد.خیلی نو و جذاب بود.


بهتون تبریک میگم. انشاالله در تمام مراحل زندگیت موفق باشی. یه 1سالی برای گفتن این حرفا زوده. زمانی می تونی یک وبلاگ سیاسی داشته باشی که دیدت در همه جهات گسترش پیدا کرده باشه. که این فقط با وارد شدن در اجتماع امکان پذیره.
ممنون از کامنتتون
سبز باشید

فکر کنم من یک سالی یک شما می گویید برای این حرفها زوده را پشت سر گذاشتم.. به عبارتی یک سال جلو هستم. و فکر کنم رفتن به دانشگاه نتواند روی عقاید من تاثیری بگذارد.چون من با فکر خودم ۱۸۰ درجه تغییر مسیر دادم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 9:55  توسط رضا  | 

سلام.

این پست ربطی به وبلاگ ندارد فقط این پست را زدم که بگویم که رتبه ام در کنکور ۶۴ البته در منطقه ۳ شده است و احتمالا به دلیل نیاز به تحقیق برای انتخاب رشته شاید کمتر بتوانم به وبلاگ سری بزنم و پست جدید بدهم و یا جوابیه صادر کنم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 8:10  توسط رضا  | 

سلام

حداقل بین وبلاگای عاشقانه وبلاگ تو که سیاسیه بهتره

ولی بهتر نیست در مورد سیستها بازتر فکرکنی ؟


فکرنمیکنم حتی 1 نفر هم موافق این دولت باشه

هیچ کاریش درست نیست و نمیدونم این حرفا چه جوری به ذهنت رسیده

شهرستانی ها تحت تاثیر شعارهای بدون عمل رییس جمهور محبوب !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! قرار میگیرن؟

ادمای سطحی نگر اینجورین

ببین نه طرح سهمیه بندی بنزین از رو عقل بو ده کما اینکه تو جلسه ی مجلس مقتصدها که 1 چیزی حالیشونه مخالفت کردن ولی نماینده ها و وزیرا که چند برابر مردو بنزین میگیرن گوش نکردن

هم طرح مبارزه با بدحجابی

اخه بگو ادم عاقل خشونت که نشد راه مقابله

انسان به طرف چیزی میره که منعش کرده باشن ایه قران هم هست

مطمئن باش با اینکار پارتیها و کارای مخفیانه ی جوونا بیشتر میشه

یه کم بیشتر فکرکن

سلام.

این حرف که حتی یک نفر هم موافق دولت پیدا نمیشه یک حرف کاملاً سیاه انگاری است.و فکر نکنم هیچ فرد روشن فکری این حرف را تأیید کند.

در ضمن من اولین حامی این دولت هستم.پس حداقل یک نفر پیدا شد.

در مورد هیچ کاریش درست نیست یک سیاه انگاری دیگر.من نمی دانم چرا مردم وقتی یک کار را بد می دانند آن را به تمامی کارها تعمیم می دهند.مثل اینکه فردی از خارج وارد کشور شود و اولین نفری که دید او را مسخره کند.آیا می توان نتیجه گرفت که تمامی ایرانیان آن فرد را مسخره می کنند؟؟؟؟

مگر بقیه کاندیدا ها شعار نمی دادند؟؟؟؟؟؟؟راستی این را بدان که بیشتر از آن شعارها حرفهای بی خودی مانند"اگر احمدی نژاد بیاد اسم سمند رو می کنه ذوالجلال یا از ورود گردشگران خارجی به کشور جلوگیری می کنه یا جلوی سرمایه گذادی خارجیها رو می گیره" در بین مردم می چرخید.

راستی نباید فقط به علت اینکه افرادی در شهرستانها زندگی می کنند آنها را ساده لوح دانست. و هر کس در تهران زندگی می کند را روشن فکر.

در مورد طرح سهمیه بندی نمی دانم از کجا می گویید که از روی عقل نبوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟آیا مطالب من در این مورد را خواندید؟کاش دلایل این مخالفتها را نیز می فرمودید.

این دیگر شاهکار است. چون بیشتر از مردم بنزین می گیرند به حرفها گوش نکردند!!!!!!!!

درست که خشونت راه مقابله نیست.ولی مگر با تمام افراد با خشونت رفتار شده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟و این را هم بگویم که باید یک جا برای مدتی مقابله کرد و جلوی جوانها سرعت گیر گذاشت.نمی شود آنها را همین گونه ول گذاشت که پس از مدتی ببینیم که از فرهنگ ایرانی چیزی باقی نمانده است.و این مقابله لازم است چون اگر چند سال دیگر بگذرد دیگر اینگونه هم نمی توان جلوی این کارها را گرفت.

درست که انسان به طرف چیزی می رود که منعش کرده باشند ولی به این دلیل که نمی شود دست روی دست گذاشت.چطور است اصلاً کاباره هم راه بیاندازیم و همه چیز در اختیار عده ای از جوانان قرار بدهیم.دادن آزادی فرایندی است که باید سالها طول بکشد تا مردم کم کم عادت کنند.همانطور که از ابتدای انقلاب تا کنون به تدریج آزادی هایی اده شده است.ولی یک دفعه در دوران آقای خاتمی به گمانم آزادی زیادی به جوانان داده شد.و همین آزادی یک جا و زیادی باعث بوجود آمدن ناهنجاریهای بسیار زیادی شد.اگر همین چیزی که از آن به عنوان آزادی نام می برند را بصورت کم کم وارد جامعه می کردند این مشکلات پیش نمی آمد.

درست. ولی مشکل از آن جایی است که از ابتدا که به جوانان آزادی بیش از حد دادیم باید فکر اینجا را هم می کردیم.ولی حالا که این فکرها را آن زمان نکردیم باید جورش را هم بکشیم. که همین مشکلات است.

این را هم بگوبم که من برای به اینجا رسیدن خیلی فکر کردم چون در اطرافم همه همینطور سیاه انگاری می کردند.و شاید در تمام آشنایان و دوستان من تنها فردی باشم که کمی بیشتر از بقال سر کوچه به مسائل فکر می کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 18:31  توسط رضا  | 

سلام.من امروز می خواهم در مورد حق مسلم ما صحبت کنم.که چگونه شد که به اینجا رسیدیم.

اولین چیز در مورد فعالیتها هسته ای ایران این است که آغاز این فعالیتها به این دولت یا دولت قبل بر نمی گردد بلکه مربوط به دوران محمد رضا پهلوی(همان شاه سابق) باز می گردد.نکته جالب اینکه ما با بیشتر همین کشورهای اروپایی که خواهان قطع فعالیتهای هسته ای هستند قراردادهای همکاری داریم.و آنها باید ایران را در رسیدن به این فناوری کمک کنند.حتی محمدرضا پهلوی از تأسیسات هسته ای فرانسه نیز بازدید کرده بود.علت این کار هم تمایل آمریکا به ایجاد ایرانی قدرتمند! برای حفظ منافع خود بود.تا دوران آقا خاتمی ایران تقریباً بدون جلب توجه غربیها فعالیتها را ادامه داد.تقریبا با شروع دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد آمریکا پی به پیشرفتهای ایران در این زمینه برد.(حالا به هر صورت).پس از آن برنامه ریزی دقیقی برای متوقف کردن این فناوری در ایران طرح ریزی کرد.از جمله استفاده از رسانه ها برای خطرناک جلوه دادن ایران در بین جهانیان و احتمالاً برنامه ریزی برای بدگمانی و خطرناک جلوه دادن این فناوری در خود ایران.تا از داخل نیز حکومت را تحت فشار قرار دهد.ولی خوشبختانه دولت و رسانه های داخلی نیز بیکار ننشستند و منافع رسیدن به این تکنولوژی را به ایرانیان گوشزد کردند.و این کار آنقدر خوب انجام شد که دیگر تقریباً هیچ کس در ایران مخالف این فناوری نیست.(البته بگذریم از تعداد معدودی از روزنامه های دوم خردادی که گفته بودند ایران بهتر بود قطعنامه را می پذیرفت و فعالیتها را تعلیق می کرد.)و خود این فناوری وسیله ای شد برای اتحاد بیشتر ایرانیان.و حس ملی گرایی و غرورملی ایرانیان را بیشتر کرد.پس تلاش رسانه های غربی در این مورد موفق نبود.و به فکر خارج افتادند.در آنجا نیز آنقدر گفتند که با توجه به پیشینه ای که از رئیس جمهور درست کرده بودند موفق شدند.و بیشتر افکار عمومی دنیا را به طرف خود جلب کنند.خود دولتهای اروپایی نیز ابتدا خواهان قطع کلیه فعالیتهای هسته ای ایران بودند ول خوشبختانه با تلاشهای دولت و حمایتهای ملت و پایداری در قبال تحریم ها و قطعنامه ها ایران همچنان جلو می رود و تولید صنعتی سوخت هسته ای را نیز شروع کرده است.و به زودی به جمع هشت کشور دارای این فناوری می پیوندد.إن شا، الله.

نکته جالب اینکه اروپایی ها ابتدا می گفتند که برای داشتن 20 سانتری فیوژ(در مورد درستی این کلمه من شک دارم اگر اشتباه بود ببخشید.)باید چند سال مذاکرده کنیم ولی حالا می گویند همین 2000 تایی که دارید را داشته باشید ولی بیشترش نکنید.و فکر کنم این یک موفقیت برای ملت ایران باشد.

راستی در مورد تعلیق همزمان فعالیتهای هسته ای از طرف ایران و تحریمها از طرف غربیها باید بگویم که این حرف خیلی بی معنی است.وقتی پنج تا کشور جمع می شوند و قطعنامه ای غیر قانونی تصویب می کنند، آیا ما باید از حق خود بگذریم نا آنها بی خیال قطعنامه غیر قانونی بشوند؟

در ضمن این را هم بگوبم که مجلس اندونزی به خاطر اینکه دولتش به قطعنامه ضد ایرانی رأی مثبت داده بود قصد استیضاح دولت را داشت و تا کنون نیز فشارهای زیادی را به دولت وارد کرده است وشاید به همین زودی ها دولت این کشور منحل بشود.

ایران عجب قدرتی دارد ما خبر نداشتیم.

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 18:18  توسط رضا  | 

با سلام و ممنون از نظرات بسیار بلند دوستان.

آقا لهراسب من تقریبا با بیشتر نظرات شما موافقم.به نظر من در دوران آقای خاتمی یک دفعه آزادی زیادی به جوانان داده شد و کسی آنها را کنترل نکرد.و اکنون مجبوریم با آنها برخورد کنیم تا به حد متعادلی برسند.در صورتیکه اگر همان موقع خطوط قرمزی برای آنها تعریف می شد این اتفاقات نمی افتاد.

در مورد نظرات فرزانه خانم چون نظرات ایشان هم بلند است من تنها جواب هایم را قرار می دهم.

1-چه کسی به رهبر قداست بخشیده است؟

2-فکر کنم وجود مراجع تقلید و سؤال از آنان در مورد مسائل نو برای همین باشد.

3-به نظر من هنوز عقیده هفت آسمان درست است.اما نه به معنای ظاهری و هرگاه خواستم وبلاگی علمی بزنم در مورد نظرم توضیح می دهم.

4-کجای اسلام با برده داری موافق است؟مگر در اسلام نداریم که همه انسانها با هم برابرند؟آیا کارهای عمر مطابق دستورات اسلام بود؟؟

5-آیا اسلام موسیقی را کاملا حرام می داند؟و یا چون آن زمان موسیقی درستی وجود نداشت تمام آن موسیقی ها را حرام می دانست.

6-اسلام مجسمه ی کامل از انسان یا موجودات را حرام می داند و آن هم برای اینکه شاید بعدها مجسمه بزرگان دینی را بسازند و با آنها مثل بت رفتار کنند.(من کارشناس دینی نیستم ولی کاش قبل از بحث در اینجا آنها را با کارشناسان دینی چک می کردید.)و مانکنها هم کامل نیستند و تنها یک قسمت از بدن را دارا هستند.

7-کجای اسلام به تلویزیون و فیلم مخالف است؟؟؟؟؟؟مگر هر کار خطایی که طالبان به نام اسلام بکند نشان دهنده اسلام واقعی است؟؟؟؟؟؟

8-در این مورد باید بگویم شما اشتباه می کنید.در 1400 سال قبل و در عربستان به علت شزایط آب و هوایی دختران و پسران خیلی زودتر از حالا به بلوغ می رسیدند.و نمی توان گفت دختر 9 ساله آن زمان نابالغ بوده است.دلیلم هم آن است که حتی تا 200 سال قبل نیز پسران 15 یا 16 ساله فرماندهی ارتش را بر عهده می گرفتند.(در کتاب خواجه تاجدار این مطلب به کررات دیده می شود.)هم اکنون نیز به غیر از گروههای خیلی عقب مانده اسلامی و هندوها تقریبا کسی دختر 9 ساله را شوهر نمی دهد.

9-اینکه خلفا دین را هر طور خواستند تعبیر می کردند به اسلام ربطی ندارد.البته اسلام وقتی با این کار را درست می داند که بشود بین آنها توازن بر قرار کردو با همه یکسان رفتار شود.در ضمن در آن زمان که این رسم وجود داشته است تقریبا هیچ زنی مخالف این کار شوهر خود نبوده است.ولی اکنون که این مخالفت وجود دارد فکر نکنم کسی بتواند عادلانه رفتار کند و تمامی زنان را راضی نگه دارد پس از لحاظ دین هم با مشکل مواجه می شود(من مفسر دینی نیستم.)

10-دین این اجازه را به مجتهدین داده است که قوانین مورد نیاز جامعه را ایجاد کنند و فکر کنم حالا بیشتر طلاقها از سوی زنان صورت می گیرد.در مورد دیه هم چون اگر یک مرد بمیرد یک خانواده بی سرپرست می شود و در معرض انواع خطرها قرار می گیرد.ولی مردن زن با اینکه خانواده را از لحاظ عاطفی دچار مشکل می کند ولی اگر دیه ها برابر هم بود نمی شد این خلا عاطفی را جبران کرد.(من مفسر دین نیستم.)

11-فکر کنم این کار اگر اجرا شود جلوی بسیاری از فساد ها گرفته می شود.

12-به نظر من مصرف شراب خطرناک تر است.در ضمن در آن صورت باید قید بیشتر داروهای مسکن و آرام بخش و ضد درد برای بیماران پس از عمل را هم زد.

13-دنیای امروز حکم کسی که به 45 زن تجاوز کرده باشد را هم 40 سال زندان می داند.در ضمن بیشتر این کارها در حال ترک شدن وتبدیل به انواع دیگر مجازات ها هستند.

14-تا کافر را چه کسانی بدانیم.کافر کسی است که خدا را قبول نداشته باشد و یا برای او شریک قرار دهد و من تنها شیطان پرستان را اینگونه می بینم.و فکر نکنم کسی بخواهد با آنها رابطه داشته باشد.

15-مگر خداوند در قرآن نگفته است که ملاک برتری انسانها تقوا است؟کی گفته است که هر کس مسلمان است از تمامی غیر مسلمانان برتر است؟(راستی باید وضع مسلمان واقعی را از به ظاهر مسلمانان جدا دانست.)البته باید قوانین وضع شده برای زمانیکه اسلام در خطر بود را از قوانین دائم جدا دانست.و فکر کنم این قوانین حالا اجرا نشود.

16-چرا میشود ولی کسی آنها را مجبور به آن نکرده است.و آنها راحتترین کار را انجام می دهند.به جای واسطه بودن بین سرمایه و کار خود نقش کار را بر عهده می گیرند و دیگر کسی جز آنها نمی تواند کاری انجام دهد.

17-به نظر من اگر اکنون علمای دینی ما اینگونه هستند ریشه اش در مردم است که به جای تقاضاهای صحیح و سؤال در موارد جدید به دنبال مسائل ریز و بی اهمیت بوده اند وعلما نیز برای پاسخگویی به آنان به جای پراختن به اصل متوجه فرع شده اند.

18-من با حرف آخرتان به شت مخالفم.انسان عصر حاضر می تواند خود را با اسلام و دنیای جدید وفق بدهد.این تضاد به خاطر این است که می خواهیم زندگی به دور از دین و آزاد از تمام مسائل غرب را با اسلام وفق دهیم.آیا چنین کاری ممکن است؟

19-به نظر من مشکلات از خود مردم است نه از دین.اگر آنها از علمای دین بخواهند که در مورد این مسائل جدید نظر بدهند آیا باز هم علما سراغ مسائل فرعی می روند؟اگر علما به دنبال مسائل نو بروند و پاسخهایی پیدا کنند ولی کسی از آنها استفاده نکند این کار بیهوده نیست؟

سعی کنیم ابتدا خود را درست سپس از دیگران انتقاد کنیم.

این را بدانیم که وقتی با انگشت به کسی نشانه رفته اید و به او اشاره می کنید سه انگشت دیگر به شما اشاره می کنند و شما را نشانه رفته اند.امیدوارم منظورم را رسانده باشم.

راستی من در مورد مسائل دینی آگاهی زیادی ندارم و اینها را هم از شنیده ها و خوانده هایم گفتم.اگر حرف اشتباهی در آنها بود به خوبی خود ببخشید.

راستی این مطالب چه ربطی به موضوع وبلاگ داشت؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 20:45  توسط رضا  | 

سلام.

در ادامه بحث طرح ارتقاء امنیت اجتماعی این بار به بحث اراذل و اوباش می پردازم.در این مورد تعداد افراد موافق بسیار بیشتر از مخالفان است و می شود با کمی اغماض گفت همه از اجرای این طرح راضی هستند.در این طرح از مدتها قبل بیشتر این اراذل و اوباش شناسایی شده و در یک شب ودر عملیاتهای گسترده بیشتر آنها دستگیر شدند.در مورد این طرح به خلاف طرح مقابله با بدحجابی و بی حجابی حاشیه زیادی ایجاد نشد.چون شبکه های خارجی نتوانسته بودند سوژه ای برای تحریک مردم پیدا کنند.البته تنها نظرات مخالفان این است که باز هم با طرز برخورد مشکل داشتند.البته عده ای با طرز گرفتن آنها مشکل داشتند که باید بگویم اگر می شد این اراذل را با سلام و صلوات جمع آوری کرد حتماً این کار انجام می شد.ولی وقتی می خواهیم اراذلی که با دیدن پلیس چاقو که نه ساطور می کشند را جمع آوری کنیم باید خشونت به خرج داد.(من فیلم ساطور کشی یکی از همین اراذل را هنگام دستگیری در یک مغازه،دیده ام. این فیلم در تلویزیون هم پخش شد.)من نمی دانم این فرد را چگونه می توان بصورت مصالمت(املایش درست است؟) آمیز راهی زندان کرد؟

عده ی دیگری از چرخاندن و آفتابه به گردن آنها انداختن ناراضی بودند که من هم با این کار(آفتابه) موافق نیستم.جناب آقای رادان هم در برنامه ای گفتند که من هم زیاد از این کار راضی نیستم و قصد برخورد با تعدادی از مأمورین را داریم.البته باید بگویم که من با اصل چرخاندن آنها موافقم.چون این افراد اگر تنها با زندان بروند و باز گردند برای آنها زندان رفتن ابهت می آورد و مردم بیشتر از آنها می ترسند.ولی با اینکار فکر نکنم دیگر بتوانند پس از بازگشت از زندان گردنکشی کنند..این کار باعث می شود عده ی دیگری از اراذل از ترس رفتن آبرو و چرخیده شدن در محله ها بی خیال این کارها بشوند.

این طرح قسمت دیگری نیز به نام طرح جمع آوری معتادان پر خطر داشت که چون تقریباً هیچ کس د مورد آن صحبت و اظهارنظر نمی کند و من هم اطلاعاتی در مورد آن ندارم در این مورد حرفی نمی زنم(یهنی حرفی برای گفتن ندارم.) اگر شما اطلاعاتی بدردبخور دارید خوشحال می شوم در اختیار من هم بگذارید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 18:59  توسط رضا  | 

دوست عزیز لطفا اطلاعات عمومی چه تاریخی چه هنری بیشتر کن بعد بیا جوابیه بزاز دوستان هم فکر تو هم همین گونه هستند

در مورد خوب بودن یا نبودن این نظر هم من حرفی ندارم.و چون از مسائل سیاسی بیش از مسائل تاریخی خوشم می آید در موردشان تحقیق نمی کنم.

لطفا تحقیق کن که اینجوری کم نیاری

دوست عزیز من نمی خواهم وارد این مسائل بشوم ولی کم آوردن این است که هر جا نتوانستی به مطلبی جواب بدهی بگذاری و رد بشوی و هر کجا هم که دیدی چیزی بلد نیستی یا در آن مورد نمی توانی نظری بدهی ولی یک جمله که بلدی روی آن مانور بدهی پیدا کردی اصل را ول می کنی و به فرع می چسبی.و آن فرع هم بیشتر مسائل تاریخی است که بحث در مورد آن طولانی می شود و میتوان با بی منطقی حرهای طرف مقابل را انکار کرد.

این روش جالبی نیست و در صورت ادامه من ترجیح می دهم که جواب شما را ندهم.

چون به جای کمک به بهتر شده وبلاگ حاشیه ها و کل کل ها را بیشتر می کند.و من را از هدفم دور می کند.

امیدوارم متوجه شده باشید.

چرا شما خودتان در وبلاگتان به نظرات اهمیت نمی دهید و به آنها جواب نمی دهید؟

درحالیکه من تا جائیکه یادم است منطقی نظر دادم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 10:15  توسط رضا  | 

میگویند چادر یک لباس سنتی است : اگر چادر سنتی است پس لباس زنان زردشتی چیست .؟ لباس زنان ایل بختیاری چیست ؟ لباس زنان گیلانی چیست .؟ لباس زنان کردی چیست .؟ چادر نمی تواند سنتی باشد . بخاطر آنکه 90 درصد پارچه آن از خارج می آید . لباس سنتی در هر کشورکه باشد . پارچه آن را خود می بافند .از اینرو چادر یک لباس تحمیلی است .
باید پرسیدآیا لباس خود آقایان سنتی است . که از زنان می خواهند لباس سنتی بپوشند . این ابا و لباده و عمامه و نعلین سنتی است و واقعا ریشه ایرانی دارد ؟ مربوط به کدام دوره است که سنتی باشد ؟ اشکانیان یا ساسانیان ؟ این لباس مربوط به پیامبر هم نیست چراکه او لباس عربی داشته . پس این لباس اصلا ریشه ایرانی ندارد

سلام دوست عزیز.

در مورد چادر چه کسی لباس های محلی ایران را سنتی نمی داند؟؟

راستی این را هم بدانید که چادر تنها چادر مشکی که باید پارچه آن از چین وارد شود نیست.به چادرهای رنگی و حتی سیاه طرحدار هم چادر می گویند.

در مورد پارچه چادر سیاه هم متأسفانه باید بگویم مردم ما نمی دانم چرا وقتی رنگ سیاه مکروه است از آن استفاده می کنند؟ولی به تازگی تولید آزمایشی پارچه چادر در ایران شروع شده است.راستی وقتی می گویند چادر سنتی است منظور اصل آن و نه پارچه آن است.

راستی این را بدانید که لباس زنان بختیاری را نمی شود بر تن زنان بلوچ کرد.برای همین هیچکدام از این لباسها در کل کشور پوشیده نمی شوند و نمیتوان لباس سنتی کل کشور دانست.ولی چادر که در دربار شاهان وجود داشته است مسلماً بیشتر استفاده می شده است.

در مورد لباس روحانیون من منشأ دقیق آن را نمی دانم.تنها این را می دانم که برای اینکه نزد مردم احترام بسیار زیادی داشتند لباسشان با لباس مردم فرق می کرد تا شناخته شوند و مردم نسبت به آنان بی احترامی نکنند.در مورد خوب بودن یا نبودن این نظر هم من حرفی ندارم.و چون از مسائل سیاسی بیش از مسائل تاریخی خوشم می آید در موردشان تحقیق نمی کنم.

راستی این راه هم بدانید که منشأ اصلی کت و شلوار امروزی و حتی کروات، لباسهای درباریان ایرانی بوده است.

راست نمی دانم چرا شما نظرتان را در مورد کل بحث نگفتید و تنها به تیکه آخر آن گیر دادید؟


نظرات شما رو خوندم و خوشحال شدم...
در مورد کره شمالی سیاستهای دولتش باعث شده که این کشور منزوی و فقیر بشه وگرنه اونها هم مثل همسایه جنوبی شون در رفاه بودند
ولی لجبازی مقامات اون کشور باعث مرگ و قحطی در این شده چرا که یا باید با امریکا بود یا مقابل اون.
من منکر استفاده از انرژی هسته ای نیستم و حرفم اینه که نباید طوری رفتار کرد که دشمن تحریک بشه و بهونه دستش داد.
در ضمن به نظر من تعداد کسانی که بر اثر تحریم خواهند مرد بیش از کسانی خواهد بود که به خاطر کمبود برق می میرند.

سلام.

در مورد کره شمالی به نظر من سیاستهای دولتش باعث شده است که تمامیت ارضی کشورش مورد تجاوز قرار نگیرد چون اگر همین بهب اتمی را نداشت معلوم نبود که حالا اسم آن قسمت چه چیزی بود.

در مورد حرف یا با آمریکا یا علیه آن من نمی دانم این حرف را چگونه رئیس جمهوری که 50 تا مشاور سیاسی با خودش این طرف و آن طرف می برد گفته است.بسیار حرف نادرستی است.یهنی با این کار کشورهایی که باید به آنها حمله شود را مشخص می کند.

راستی این را بدانید که انرژی هسته ای تنها برای برق نیست.و برای درمان بیماریها تشخیص بیماریها نیز استفاده می شود.وشاید اثرات آن بیشتر از اثر وارد کردن دارو به کشور باشد.و باعث درمان مریضان بشود.

در مورد اینکه نباید بهانه دست دشمن داد من با شما موافقم ولی باید این را هم دانست که مطمعناً رئیس جمهور و اطرافیان او هم این را می دانند کشور در دوران آقای خاتمی همین سیاست را داشت.حتی اگر رئیس جمهو نمیدانست مشاوران وی یا حتی رهبر به او گوش زد می کردند.به نظر من مسئله مهمتر از این بوده که کشور مجبور شده بعضی از کارها را علنی کند.و منافع آن از مضرات آن بیشتر است.واین مطلب شاید چند سال بعد در خاطرات آقای احمدی نژاد منتشر شود.من تنها نظرم این است که غریها قصد منزوی کردن ایران را داشتند ولی حالا دیگر امکان چنین عملی وجود ندارد.در این مورد اگر اطلاعات جدیدی داشتم حتماً برای مطالعه شما قرار می دهم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 11:35  توسط رضا  | 

سلام.

اینبار می خواهم در مورد طرح ارتقای امنیت اجتماعی صحبت کنم.البته درست است که مدت زیادی از اجرای این طرح می گذرد ولی باید مدتی می گذشت تا نتایج آن معلوم شود.و من به مناسبت شروع دور جدید این طرح این مطلب را می نویسم.

ابتدا نظرات مردم را در این مورد بازگو می کنم.بیشتر مردم اعتقاد داشتند که ابتدا باید فرهنگ سازی کرد.من در این مورد کمی توضیخ می دهم.کسی در این بین نگفت که چگونه فرهنگ سازی کنیم؟فرهنگ سازی به همین راحتی نیست.در مورد همین کمربند ایمنی چقدر در رسانه ها تبلیغ شد ولی باز هم وقتی نتیجه درستی به دست آمد که پلیس مقررات سختی در این مورد وضع کرد.حالا این طرح را با مقابله با بد حجابی و حتی بی حجابی مقایسه کنید.در این مورد مشکلات زیادی وجود دارد.اول مخالفت دولت ها و به تبع آن رسانه های غربی با این ماجراست.واین رسانه ها آنقدر قدرت دارند که می توانند تمامی فرهنگ سازی های انجام شده را نابود کنند.دوم اینکه قشر هدف تمایل زیادی به استفاده از رسانه های داخلی ندارند.وآنقدر رسانه های غربی در گوششان خوانده اند که هر حرف رادیو و تلویزیون را دروغ می پندارند.یکی از مهمتین راههای فرهنگ سازی همین رسانه های داخلی است.پس عملاً چون قشر هدف تمایل چندانی به استفاده از رسانه های داخلی ندارند و حرفهای آنان را دروغ میپندارند نمیتوان زیاد به فرهنگ سازی از طریق رسانه ها امیدوار بود.

نکته ی دیگری که مردم می گفتند آن است که ابتدا باید جلوی تولید کنندگان و توزیع گنندکان این پوشاک نامناسب را گرفت بعد سراغ مصرف کنندگان رفت.برای این کار هم قرار شده است که از طریق افرادی که لباسهای نامناسب داشتند و به آنها تذکر داده شده است توزیع کنندگان شناسایی شودن یا به عبارت بهتر از هر کسی که تذکر دادند بپرسند از کجا این لباس را خریده ای؟وبعد با رفتن به آنجا و پس از آن شناسایی تولیدکنندگان این پوشاک از خجالت آنان هم در بیایند.یعنی مقابله همزمان با هر سه گروه تولید،توزیع و مصرف کننده.

عده دیگری از اصل طرح ابراز خرسندی کرده اند ولی با طرز برخورد مشکل داشته اند.البته ابتدا باید چند نکته مشخص شود.تعداد این برخوردهای به اصطلاح بد چند تا بوده است؟چه درصدی از کل برخوردها راتشکیل می دهد؟و از همه مهمتر اینکه آیا افراد خاطی عملی کرده اند که باعث خشم مأمورین شده است یا مأمورین بصورت یک در میان با یکی خوب رفتار می کنند و با یکی بد.پس نباید یک طرفه به قاضی رفت.اگر کسی اطلاعات موثقی در این مورد دارد ممنون میشوم با من در میان بگذارد.

مشکل دیگر نیز برخورد سلیقه ای بود که به علت نداشتن حدی خاص برای حجاب پدید آمده بود.و هر مأموری بنا به نظر خودش رفتار می کرد.که البته خوشبختانه حدودی برای حجاب تعیین شد و این باعث می شود اولاً خود فرد متوجه شود بد پوشش است و اگر در خیابان مأموران با او برخورد کردند،حق دارند وبه قول معروف گرد و خاک نکنند تا مأمورین مجبور نشوند از خجالتشان در بیایند.و دوماً مأمورین نیز تقریباً نمی توانند برخورد سلیقه ای بکنند.سوماً تولیدکنندگان می دانند چه چیزی نباید تولید کنند.

امیدوارم این طرح تا رسیدن به نتیجه درست و اینکه در کشورمان لباسهای ایرانی نیز پیدا شود ادامه پیدا کند.

راستی این را می دانستید که چادر پس از مسلمان شدن ایرانیان و ورود اعراب به ایران وارد ایران نشده است؟و خود اعراب پوششی بنام جلباب داشتند.و چادر از زمان هخامنشیان در ایران وجود داشته است.و این در کتیبه ها ی بدست آمده از آن زمان که تعدادی از آنها در ترکیه موجود است وجود دارد؟

راستی چر آنانی که از گذشته ایران دم می زنند از پوششهای آنان صحبتی نمی کنند؟چرا نمی گویند که بانوان حتی در دوران قبل اسلام نیز حجاب داشتند و اینگونه خود را به نمایش نمی گذاشتند؟

به امید آن روزی که ایران اکنون به اقتدار ایران باستان بازگردد البته با داشتند تمامی خوبیهای آنان و نداشتن بدیهای آنها.

إن شاء الله

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 16:37  توسط رضا  | 

درود به شما، دوست گرامی کجا سیر می کنی تو؟ بد نیست به رقم بودجه نظامی آمریکا یه نیم نگاهی بندازی، 400 میلیارد دلار!!! می دونی یعنی چه؟ فراموش کردی سال 91 با عراق چی کار کرد؟ تمام فرودگاهها، پلها، تاسیسات زیربنایی در کمترین زمان ممکن نابود شد، چرا هواپیماهای عراقی به ایران و کشو.رهای اطراف رفتن؟ برای اینکه بعد از برخاستن از باند فرودگاه دیگه جایی برای فرود در خاک عراق نداشتن، آمریکا همه رو رده بود، به معنای واقعی کلمه آمریکا یه غوله، در ضمن در مورد موتور گازسوز باید بگم اگه چیز خوبی بود، هیچ موقع کشورهای اروپایی اونو نمی زاشتن برن دنبال سوختهای جایگزین، بد نیست یه نگاهی به دنیای اطرافت بکنی و توسعه موتورهای دیزلی رو ببینی از سوی دیگه، کار روی موتورهای گازسوز هیچ وقت ما رو از کار بر روی موتورهای بنزنی که تمام دنیا روی اون دارن کار می کنن باز نمی داره، بازم سر بزن.

سلام

فکر کنم شما به چند موضوع توجه نکرده اید.

در مورد بودجه نظامی حق دارید ولی بدانید این بودجه برای تمام نیا است.

از خلیج فارس گرفته تا سودان.این بودجه برای کشوری در بیشتر کشورهای دنیا پایگاه دارد زیاد هم زیاد نیست.

در ضمن تفاوت بسیار زیادی بین سربازان به طور کل مسلمان معتقد و سربازان غیر مسلمان وجود دارد.

در ضمن کشورهایی مثل امریکا و یا رژیم صهیونیستی تحمل تعداد زیادی تلفات را ندارند.

برای همین روزی 2 یا 3 کشته امریکایی در عراق کلی سر و صدا شده است.

راستی کاش نیم نگاهی هم به جنگ 33روزه میکردی.رژیم صهیونیستی پنجمین ارتش دنیا را دارد.ولی حزب الله یک گروه چریکی است.

یک چیز دیگه موقعیت استراتژیک ایران را هم فراموش کردی.ایران را نمیشود با هیچ کشور دیگری مقایسه کرد.این را چون ایرانی هستم نمیگویم بلکه اگر توجه کنی میبینی که ایران میتواند منافع بسیار زیاد آمریکا در منطقه را نابود کند.از تنگه هرمز هم چیزی نمی گویم.راستی از ایرانیان بسیارزیاد در دیگر کشورها هم صحبت نمی کنم.از نیروهای انتحاری ایران هم چیزی نمی گویم.از موشک با برد 2000 کیلومتر که تل آویو را هم در برد دارد چیز نمی گویم.از تعداد بسیار زیاد جوانانی هم که حاضرند برای این مملکت فدا شوند چیزی نمی گویم.از سیستمهای ضد هوایی تازه خریداری شده از روسیه هم چیزی نمی گویم.از وسعت ایران انواع آب و هواها تجربه هشت سال جنگ وضع دنیا با نفت بشکه ای 200 دلار هم چیزی نمی گویم.در آخر فقط بگوبم نتیحه هر جنگی علیه ایران اصلاً قابل پیش بینی نیست.و آمریکا فکر نکنم قصد تجربه پیدا کردن در این زمینه را داشته باشد.

در مورد موتور گازسوز باید بگویم اروپا مثل ایران روی منابع عظیم گاز قرار ندارد.همین چند وقت پیش که بلاروس صدور گاز و نفت روسیه به اروپا را قطع کرد و این کار ادامه پیدا می کرد در اروپا دیگر وسایل گازسوز کار نمی کردند.وآنها اصلاً چنین ریسکی نمی کنند که تمام ماشینها را گازسوز کنند بعد یک جنگ که در گرفت و لوله های انتقال گاز با خطر مواجه شد توی سرشان بزنند که حالا گاز از کجا پیدا کنیم.در ضمن ما چرا دنبال موتورهایی بگردیم که برای سوخت آنها هم با مشکل مواجه شویم؟همین حالا توی بنزین مانده ایم.در مورد موتور بنزینی هم نمیدانم منظور از تمام نیا کجاست؟ چند کشور می تواند موتور ماشن تولید کنند؟


راجع به انجام دادن کارها از طریق اینترنت ......من دانشجوی دانشگاه آزاد ساوه هستم...امسال ثبت نام ترم تابستونی رو به خاطر یک سری کارهای جانبی نتونستم برم...برای همین سری به جزوه هام زدم و اطلاعیه دانشگاه رو از لابه لای اون پیدا کردم مبنی بر این که میتوانید از طریق سایت دانشگاه ثبت نام کنید..من هم خوشحال اقدام کردم...دلمون خوش بود که سیستم شتاب بانکی داریم..ولی حواله 24 ساعت بعد هنوز واریز نشده بود...دلمون خوش بود ثبت نام اینترنتی هستش...اما وقتی واحدها ثبت نشد تماس گرفتم و کفتند که سایت هنوز راه اندازی نشده...من موندم و واحدهای ثبت نشده.........پس قبول کنید که هنوز نمی شه به اینترنت و این جور چیزها برای این کارها اطمینان کرد
در مورد بنزین هم ترجیح می دم هیچی نگم

سلام.قبول در ابتدای هر کاری مشکلاتی وجود دارد ولی همین حالا دانشگاه زاهدان از سیستم کاملا اینترنتی برای انتخاب رشته و دیدن نتایج اسفاده می کند.اگر قرار بود به خاطر مشکلان اولیه کسی دنبال چیزی نرود دیگر هیچ تکنولوژی جدیدی وارد کار نمی شد.همین آمریکا اولین بار که از سیستم رأی گیری الکترونیکی استفاده کرد کل آرای یک ایالت پرید.باید این مشکلات را دید و آنها را رفع کرد تا دیگر در آینده پیش نیایند.


سلام
کارت درسته
فکر باز وحقیقت جویی داری
مراقبش باش

منتظرتم
لینک شدی

یا حق

ممنون شما هم لینک شدید.


 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 18:19  توسط رضا  | 

سانسور چیست؟

سانسور در لغت به معنی نظارت و مراقبت و ممیزی روزنامه ها و سایر مطبوعات از طرف دولت است.(فرهنگ فارسی عمید)

من سانسور کردن را در سه روش جا دادم.که با یک مثال آنها را توضیح می دهم.فرض کنید یک نفر با بلندگو در حال حرکت است و حرف می زند.و مثلاً شهردار نمی خواهد مردم به حرف او گوش دهند.برای اینکار سه روش وجود دارد.یکی اینکه برود و بلندگو را از دست آن مرد بگیرد و نگذارد حرف بزند.یا خودش تعداد زیادی بلندگو در شهر قرار دهد و انقدر با صدای بلند مثلاً آهنگ پخش کند که کسی صدای آن مرد را نشنود.یا اینکه قبل از آمدن آن مرد در بین مردم شایعه کند که ان مرد یک زندانی فراری است و برای شوراندن مردم علیه شهرداری این اراجیف را سرهم میکند.

حالا این راهها را تک تک بررسی می کنم.

1-سانسور کلاسیک:این روش قدیمی ترین و تقریباً راحتترین راه سانسور است.که البته با بوجود آمدن اینترنت و سایر رسانه های جمعی این کار هر روز سخت تر و تقزیباً غیر ممکن می شود.البته هنوز بیشتر دولتها و کشورها از این روش استفاده میکنند.که البته اگر کشور ویا گروهی قدرتمند از آن گروه در حال سانسور شدن حمایت بکند کار خیلی مشکل میشود.این روش بدلیل این فراگیر است که تقریباً راحتترین راه سانسور است.نمونه اش هم همین فیلترینگ سایتهای غیر اخلاقی و سیاسی افراطی مخالف نظام در کشور خودمان است.که از حق نگذریم فیلترینگ بسیار عالی و دقیقی داریم.

2-سانسور از راه ایجاد سروصدا:در مورد این روش بیشتر توضیح میدهم.شاید شما در جاهایی دیده باشید که برای اینکه کسی نتواند صحبت کند افرادی شروع به سروصدا میکنند و نمیگذارند وی به سخنرانی ادامه بدهد.این کار هم اکنون بصورت بسیار عالی توسط دولت امریکا در حال انجام است.برتری این روش بر روش قبلی این است که مردم متوجه نمی شوند که مطالب در حال شانشور شدن هستند.البته بدی این روش آن است که نیاز به هزینه زیاد و ایجاد تعداد زیادی رسانه جمعی و یا رسوخ در تعداد زیادی رسانه جمعی پرطرفدار دارد.که البته دولت آمریکا و متحدانش با وجود تعداد بسیار زیاد سرمایه داران یهودی این کار را بصورت عالی انجام می دهند.و چون این کار را بصورت عالی انجام میدهند نیازی به سانسور نوع اول ندارند.و می گویند که در کشور ما آزادی مطبوعات وجود دارد.و هر کس میتواند نظرات خود را بیان کند.ولی در عمل هر صحبتی که مخالف منافع آنان باشد عملاً به گوش کسی نمی رسد.این نوع سانسور هم اکنون بر ضد ایران و دولت نهم به شدت تمام در حال اجراست.آنها حتی از بازی "عملیات ویژه" هم نمی گذرند.در بین رسانه ها BBC(بنگاه سخن پراکنی بریتانیا این اسم واقعی آن است که صورت مخفف BBC میشود.)که معلوم است سیاستهای دولت را پیاده می کند،CNN،FOXو... که طرفداران زیادی دارند سهم بیشتری در اجرای این کار دارند.و آنقدر هماهنگ عمل میکنند که آدم حیرت می کند.نمونه ای از این انسور در یک فیلم که متأسفانه اسمش یادم نیست معرفی شده بود با این محتوا که دو ماه مانده به انتخابات فساد اخلاقی رئی جمهور توسط یک دختر خانم لو میرود و در صورت مانور دیگر رقبا روی آن آرای وی به شدت پایین می آید و آنها با تول به یک تهیه کننده هالیوود و ایجا یک جنگ فرضی با یک کشور ذهن مردم را منحرف میکنند.تا فرصت فکر کردن در مورد فساد اخلاقی را نداشته باشند.

3-سانسور از طریق فریب افکار عمومی:این نوع معمولاً به عنوان مکمل نوع دوم استفاده میشود.یعنی آن جایی که نمیتوان با هیاهو به هدف رسید و یا تبلیغات رقیب سریع،کامل و غافلگیرانه است به این نوع سانسور دست میزنند.مثال اخریش هم همین برنامه"به اسم دموکراسی".که در فاصله پخش اولین تیزر تا موقع پخش برنامه تا جاییکه توانستند در گوش مردم خواندند که این حرفها تحت فشار گفته شده استواینها را شکنجه کرده اندو....که البته برا من جای تعجب است که با شنیدن چند جمله ساده در آن چگونه متوجه این همه مطلب شده اند.که به احتمال زیاد آنها میدانستند که آن افراد چه کار کرده اند در نتیجه میدانستند که چه می گویند وبرای اینکه مردم را منحرف کنند از این خزعبلات سر هم کردند.این کار را دو سال قبل نیز برای ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد کردند.و آنقدر گفتند که مردم با پیش زمینه بسیار منفی با دولت نهم برخورد کردند.مردم هر کجا می دیدند کار خوب اجرا نشده است بدی کار را بر گردن دولت می انداختند.وچهار تا بد و بیراه به رئیس جمهور می گفتند.بدون اینکه دلایا دولت را نیز گوش کنند.یهنی یکطرفه به قاضی می رفتند.وکارهای خوب و مثبت دولت را اصلاً به حساب نمی آوردند.و مشکلاتی که از سالهای قبل وجود داشته است را هم به ناف دولت می بستند.از جمله مشکلات مسکن و بیکاری.و کسی کاری ندارد که سیاستهای غلط دهه 60 باعث شده است هم اکنون و چند سال بعد بیشترین میزان جوانانی که تحصیل کرده اند و سربازی رفته اند وارد جامعه شوند.و به کار و مسکن احتیاج داشته باشند.

آیا مردم در زمان دولت قبلی هم اینگونه در مقابلمشکلات و مسائل پیش آمده رفتار می کردند؟

اگر ماشینشان خراب می شد به رئیس جمهور فحش می دادند؟

اگر در بورس ضرر می کردند تقصیرهارا بر گردن دولت می انداختند؟

مارا چه شده است؟چرا اینگونه با دولت رفتار می کنیم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 10:6  توسط رضا  | 

در مورد سیاست خارجی ایران یک نکته جالب یادم آمد که برایتان می گویم.قبلاً دولت آمریکا اعلام می کرد ما گزینه حمه نظامی به ایران را رد نمی کنیم و آن را هم مانند سایر گزینه ها در نظر داریم.ولی چندی بعد با سخنان رهبر مبنی بر اینکه اگر امریکا به ما حمله کند ما به تمامی منافع آمرکا در تمام دنیا حمله می کنیم.وسخنان یکی از فرماندهان ارتش به گمانم که گفت:ما می توانیم هزاران موشک به اهداف آمریکایی در منطقه شلیک کنیم و رژیم اشغالگر قدس را نیز با موشکهای دوربرد هدف قرار دهیم.و اجرای رزمایشهای متعدد و استفاده از موشکها و سیستمهای ضد هوایی جدید و موشکهای ساحل به دریا که با آن می شود تنگه هرمز را کاملاً بست،نظر دولت آمریکا عوض شد و حالا می گویند که در مورد ایران تنها باید از راههای دیپلماتیک استفاه کرد.و من چندی قبل در یک روزنامه انگلیسی زبان چاب دهلی نو(به گمانم)عکسی را دیدم از پلاکاردهای دست مردم امریکا که روی آنها نوشته شده بود"No War With IRAN"و"Diplomacy With IRAN"و در زیر آن فکر کنم سخنان رایس در مورد استفاده از دیپلماسی علیه ایران و در یک ستون زیر سخنان رهبر را که برایتان گفتم نوشته بود.آیا این یک موفقیت دیپلماتیک برای ایران نیست؟که یکی از بزرگترین ارتشهای دنیا را که پایگاههای فراوان در منطقه دارد را مجبور کنیم از گزینه نظامی صرف نظر کند؟آیا این توان دفاعی ایران را نمی رساند؟

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 11:3  توسط رضا  | 

در قسمت اول به بررسی سهمیه بندی و فواید آن در شهر های مرزی پرداختم.حالا به این موضوع در شهرهای بزرگ می پردازم.در شهرهای بزرگ یکی از فواید سهمیه بندی بنزین مجبور کردن مردم به استفاده از وسایل نقلیه عمومی و یا پیاده روی،استفاده از دوچرخه ویا حتی استفاده از اینترنت برای انجام بعضی کارهاست.درست است که وساین نقلیه عمومی کم است، باز هم مردم از تمامی ظرفیت آنها استفاده نمی کنند.و نمی شود که اول کلی اتوبوس به ناوگان اتوبوسرانی اضافه شود همه اتوبوسها خالی در شهر حرکت کنند بعد بنزین سهمیه بندی شود و مردم کم کم لز اتوبوسها استفاده کنند.ول حالا هر اتبوسی که وارد ناوگان می شود تقریباً از تمامی طرفیت آن استفاده میشود.این کار مشکلاتی برای مردم ایجاد می کند ولی باید تحمل کرد تا همه چیز عادی شود.مسلماً مدت زمان گذار از استفاده از ماشین شخصی به استفاده از اتوبوس بر مردم سختیهایی وارد میشود ولی باید تحمل کرد.یقیناً مردم با وضع جدید عادت می کنند.مگر در دیگر کشورهای دنیا بنزین 100 تومانی به مردم داده می شود؟(البته به غیر از عربستان و ونزوئلا