تبليغاتX
سیاست از نگاه من
بحث در مورد مسایل سیاسی و اقتصادی کشور

سلام.من چند روز قبل در دانشگاه يكي از اين نشرياتي كه از كنارشان كه رد ميشوي بوي تحكيم وحدن به مشامت ميخورد را ديدم و آن را خريدم تا ببينم حرف حساب اينها چيست؟حالا مي خواهم يك نقد براي اين به اصطلاح نشريه بنويسم.تا ديگران كه احتمالا زياد تحت تاثير اين نشريه قرار گرفته اند را كمي متوجه قضاياي ديگر هم بكنم.

از سرمقاله شروع مي كنم.در اين سرمقاله آقاي سردبير نوشته بود چون دانشجوها عضو هيچ حزب و گروه سياسي نيستند راحت و آزاد و به دور از محافظه كاري ميتوانند از حكومت انتقاد كنند.(البته اميدوارم منظور ايشان از انتقاد عكس آتش زدن و در دانشگاه شكستن نباشد.)ولي اگر شما كمي اين نشريه را مطالعه كنيد متوجه ميشويد كه كاملا دنباله روي سياستهاي دفتر تحكيم وحدت است.كه مسلما بيشتر به فكر منافع خود است.پس اصولا اين نشريه با سخنان سردبير در تناقض است.

قسمت ديگر صفحه اول با عنوان"از دانشگاه كلمبيا تا دانشگاه تهران" كه در آن بصورتي تقريبا با اغراق از تدابير شديد امنيتي و كنترل كوچكترين تحركات!!! صحبت شده بود.نكته ي ديگر اين بخش اين بود كه بيشتر اين گروههاي دانشجويي ميل دارند خود را در مقابل بسيج وبسيجي قرار دهند.بنويسند از آنها كتك خورده اند و اين جور چيزها كه به نظر من با وجود تبليغات منفي زياد عليه بسيجي ها در ايران اين نوع كارها نوعي مظلوم نمايي است چون همانطور كه در آن گروه افراد افراطي پيدا ميشوند در اين گروههاي به اصطلاح منتقد هم افراطي پيدا ميشود.نكته ي ديگر استفاده از وجه بسيار بد بسيج در بين بخشي از جوانان ايران است.كه با قرار دادن خود در مقابل بسيج سعي در جذب اين جوانان دارند.

در پايين صفحه صحبت چند تن از تجمع كنندگان آورده شده بود."اساتيد ما به جرم توهين به مقدساب بازداشت شده اند آقاي احمدي نژاد شما جرو مقدسات نيستيد."اين جمله بسيار جالب است.چون عملا در حال اعتراف به اين است كه آنها به احمدي نژاد توهين كرده اند .نه نقد مصلحانه.در نتيجه كمي تا قسمتي جرم داشته اند.و آنگونه كه ميگويند دنبال نقد خالص نيستند."دانشجو نبايد در زندان باشد."اين هم خيلي جالب است.مگر خون دانشجو از بقيه رنگين تر است؟؟؟؟

در صفحه بعد نوشته شده بود تنها بسيجي ها را با كارت داخل  محل سخنراني بردند.(پس آن فردي كه بلند شد و اعتراض كرد و احمدي نژاد بعد با او صحبت كرد كه بود؟؟؟؟)در قسمت ديگري نوشته شده بود پس از پايان سخنراني احمدي نژاد به هيچ سوالي پاسخ نداد و بدون توجه به منتقدان آنجا را ترك كرد.(حالا خوب است كه تلويزيون آن قسمت كه احمدي نژاد با يك منتقد صحبت ميكرد را پخش كرد.اين هم قسمتي از تحريفات براي رسيدن به منافع حزبي.)در ضمن شكستن درب دانشگاه مطابق تقد مصلحانه است؟مگر اينجا تگزاس است؟در كلمبيا اين چنين رفتاري با رئيس جمهور كشور مخالف نكردند كه اينجا با رئيس جمهور كشور خود ميكنند.ما كي ميخواهيم فرهنگ اعتراض و نقد واقعا منصفانه(نه عكش آتش زدن و در شكستن) را پيدا كنيم؟؟؟؟

در فسمت ديگر چند سوال دفتر تحكيم آورده شده بود.

1-در سوال اول گفته شده بود دانشجويان به خاطر چاپ نشريات بازداشت شدندو در آخر گفته شده بود چرا احمدي نژاد گفت:با افرادي كه دانشگاه امير كبير آنگونه رفتار كردند هيچ برخوردي نشده است؟(اگر دليل بازداشت نشريه بوده است اين چه ربطي به سخنراني امير كبير دارد؟؟؟؟؟؟)

2- در سوال دوم اشاره به محروم كردن اقليتهاي قومي و مذهبي از تحصيل شده بود.احتمالا منظور  بهائي ها بوده اند كه من اطلاع دقيقي  از آن ندارم تنها اين را ميدانم كه يك فرقه است كه توسط فقهاي ما تاييد نشده است.در مورد اقليتهاي قومي من نميدانم چه كسي را به خاطر كرد لر بلوچ يا ترك بودن ار تحصيل محروم كرده اند.از اين سوال مسخره تر من تا به حال نديده ام.

3-در سوال 3به مسئله تبعيض نژادي در ورودي دانشگاها اشاره شده بود كه مسئله جالبيست.ولي به علت طولاني بودن ان شاء الله بعدا در يك پست به آن مي پردازم.

4-در اين سوال آمده بود كه با افزايش شديد!درآمدهاي دولت چرا سهم بودجه دانشگاهها كم شده است؟من نميدانم كه اين حرفها را از كجا در مي آورند؟اگر با يك اقتصاددان صحبت كنيد به شما ميگويد كه افزايش قيمت نفت لزوما به نفع كشور نيست.چون در عوض بايد بنزين گازوييل لباس و ... را هم گرانتر بخريم.

5-در اين سوال آمده بود چندين نشريه به علت نقد به دولت بسته شده اند.در اول پست صحبتهاي يكي ار همين آقايان را آوردم كه نشان از توهين ميداد نه نقد.(اين هم يك تناقض ديگر.)

6-در اين سوال آمده بود در دوران شما ميزان وفاداري اساتيد به شما  به ملاكي تعيين كننده!!!! براي استخدام تبديل شده بود.(بدون شرح)و دانشگاههاي ما درميان 2000 دانشگاه برتر جهان قرار ندارند(مگر در دوران قبل قرار داشتند؟؟)در قسمت ديگر عنوان شده بود براي اولين بار در دوران ما يك فرد بدون تحصيلات دانشگاهي به رياست دانشگاه رسيده است.(به نظر شما پست آقاي خاتمي بالاتر نبوده است؟ايشان كه يك روحاني بودند.)

اين تنها نقد دو صفحه بود و به علت طولاني شدن در صورت نياز بقيه را هم نقد كينم.فقط اين را بگويم كه اين افرايد كه اينقدر ادعاي نقد دولت دارند و به قول خودشان به فكر مردم هستند چرا با زنداني شدن 3 نفر تمام آنها را فراموش كردند؟و ديگر كسي نقد نميكند؟مگر مشكلات مردم زنداني بودن 3 نفر است؟آيا مردم مشكلات بزرگتري ندارند؟؟؟آيا اين به آن معنا نيست كه اينها به فكر سوء استفاده از مشكلات مردم هستند؟آيا با عكس آتش زدن مشكلات حل ميشود؟؟؟؟تا كي احزاب بايد به دنبال منافع خود باشند؟؟و عده اي دانشجوي بيشتر جوگير شده دور آنها جمع شوند.و به جاي تحقيق و توليد علم يا ريشه يابي مشكلات و رساندن آنها با حكومت يا ارائه راه حل تنها به تظاهرات بيهوده و شكستن در دانشگاه اكتفا ميكنند.آيا اين رفتار يك دانشجوي روشنفكر است؟

در آخر اين را هم بگويم كه اين احزاب حتي در شبهاي قدر كه انسان بايد به فكر درون خود باشد و حداقل 3 شب را به خود بپردازد هم دست از سخنرانيهاي خود بر نميدارند و حتي در اين سخنرانيها از شخصيتهاي اسلامي هم استفاده ميكنند.

كاش به جاي اين همه حزب و دفتر چند داشجوي روشنفكر و آگاه مي داشتيم.

به اميد آن روز

ان شاء الله.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 16:53  توسط رضا  |