تبليغاتX
سیاست از نگاه من
بحث در مورد مسایل سیاسی و اقتصادی کشور

سانسور چیست؟

سانسور در لغت به معنی نظارت و مراقبت و ممیزی روزنامه ها و سایر مطبوعات از طرف دولت است.(فرهنگ فارسی عمید)

من سانسور کردن را در سه روش جا دادم.که با یک مثال آنها را توضیح می دهم.فرض کنید یک نفر با بلندگو در حال حرکت است و حرف می زند.و مثلاً شهردار نمی خواهد مردم به حرف او گوش دهند.برای اینکار سه روش وجود دارد.یکی اینکه برود و بلندگو را از دست آن مرد بگیرد و نگذارد حرف بزند.یا خودش تعداد زیادی بلندگو در شهر قرار دهد و انقدر با صدای بلند مثلاً آهنگ پخش کند که کسی صدای آن مرد را نشنود.یا اینکه قبل از آمدن آن مرد در بین مردم شایعه کند که ان مرد یک زندانی فراری است و برای شوراندن مردم علیه شهرداری این اراجیف را سرهم میکند.

حالا این راهها را تک تک بررسی می کنم.

1-سانسور کلاسیک:این روش قدیمی ترین و تقریباً راحتترین راه سانسور است.که البته با بوجود آمدن اینترنت و سایر رسانه های جمعی این کار هر روز سخت تر و تقزیباً غیر ممکن می شود.البته هنوز بیشتر دولتها و کشورها از این روش استفاده میکنند.که البته اگر کشور ویا گروهی قدرتمند از آن گروه در حال سانسور شدن حمایت بکند کار خیلی مشکل میشود.این روش بدلیل این فراگیر است که تقریباً راحتترین راه سانسور است.نمونه اش هم همین فیلترینگ سایتهای غیر اخلاقی و سیاسی افراطی مخالف نظام در کشور خودمان است.که از حق نگذریم فیلترینگ بسیار عالی و دقیقی داریم.

2-سانسور از راه ایجاد سروصدا:در مورد این روش بیشتر توضیح میدهم.شاید شما در جاهایی دیده باشید که برای اینکه کسی نتواند صحبت کند افرادی شروع به سروصدا میکنند و نمیگذارند وی به سخنرانی ادامه بدهد.این کار هم اکنون بصورت بسیار عالی توسط دولت امریکا در حال انجام است.برتری این روش بر روش قبلی این است که مردم متوجه نمی شوند که مطالب در حال شانشور شدن هستند.البته بدی این روش آن است که نیاز به هزینه زیاد و ایجاد تعداد زیادی رسانه جمعی و یا رسوخ در تعداد زیادی رسانه جمعی پرطرفدار دارد.که البته دولت آمریکا و متحدانش با وجود تعداد بسیار زیاد سرمایه داران یهودی این کار را بصورت عالی انجام می دهند.و چون این کار را بصورت عالی انجام میدهند نیازی به سانسور نوع اول ندارند.و می گویند که در کشور ما آزادی مطبوعات وجود دارد.و هر کس میتواند نظرات خود را بیان کند.ولی در عمل هر صحبتی که مخالف منافع آنان باشد عملاً به گوش کسی نمی رسد.این نوع سانسور هم اکنون بر ضد ایران و دولت نهم به شدت تمام در حال اجراست.آنها حتی از بازی "عملیات ویژه" هم نمی گذرند.در بین رسانه ها BBC(بنگاه سخن پراکنی بریتانیا این اسم واقعی آن است که صورت مخفف BBC میشود.)که معلوم است سیاستهای دولت را پیاده می کند،CNN،FOXو... که طرفداران زیادی دارند سهم بیشتری در اجرای این کار دارند.و آنقدر هماهنگ عمل میکنند که آدم حیرت می کند.نمونه ای از این انسور در یک فیلم که متأسفانه اسمش یادم نیست معرفی شده بود با این محتوا که دو ماه مانده به انتخابات فساد اخلاقی رئی جمهور توسط یک دختر خانم لو میرود و در صورت مانور دیگر رقبا روی آن آرای وی به شدت پایین می آید و آنها با تول به یک تهیه کننده هالیوود و ایجا یک جنگ فرضی با یک کشور ذهن مردم را منحرف میکنند.تا فرصت فکر کردن در مورد فساد اخلاقی را نداشته باشند.

3-سانسور از طریق فریب افکار عمومی:این نوع معمولاً به عنوان مکمل نوع دوم استفاده میشود.یعنی آن جایی که نمیتوان با هیاهو به هدف رسید و یا تبلیغات رقیب سریع،کامل و غافلگیرانه است به این نوع سانسور دست میزنند.مثال اخریش هم همین برنامه"به اسم دموکراسی".که در فاصله پخش اولین تیزر تا موقع پخش برنامه تا جاییکه توانستند در گوش مردم خواندند که این حرفها تحت فشار گفته شده استواینها را شکنجه کرده اندو....که البته برا من جای تعجب است که با شنیدن چند جمله ساده در آن چگونه متوجه این همه مطلب شده اند.که به احتمال زیاد آنها میدانستند که آن افراد چه کار کرده اند در نتیجه میدانستند که چه می گویند وبرای اینکه مردم را منحرف کنند از این خزعبلات سر هم کردند.این کار را دو سال قبل نیز برای ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد کردند.و آنقدر گفتند که مردم با پیش زمینه بسیار منفی با دولت نهم برخورد کردند.مردم هر کجا می دیدند کار خوب اجرا نشده است بدی کار را بر گردن دولت می انداختند.وچهار تا بد و بیراه به رئیس جمهور می گفتند.بدون اینکه دلایا دولت را نیز گوش کنند.یهنی یکطرفه به قاضی می رفتند.وکارهای خوب و مثبت دولت را اصلاً به حساب نمی آوردند.و مشکلاتی که از سالهای قبل وجود داشته است را هم به ناف دولت می بستند.از جمله مشکلات مسکن و بیکاری.و کسی کاری ندارد که سیاستهای غلط دهه 60 باعث شده است هم اکنون و چند سال بعد بیشترین میزان جوانانی که تحصیل کرده اند و سربازی رفته اند وارد جامعه شوند.و به کار و مسکن احتیاج داشته باشند.

آیا مردم در زمان دولت قبلی هم اینگونه در مقابلمشکلات و مسائل پیش آمده رفتار می کردند؟

اگر ماشینشان خراب می شد به رئیس جمهور فحش می دادند؟

اگر در بورس ضرر می کردند تقصیرهارا بر گردن دولت می انداختند؟

مارا چه شده است؟چرا اینگونه با دولت رفتار می کنیم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 10:6  توسط رضا  | 

در مورد سیاست خارجی ایران یک نکته جالب یادم آمد که برایتان می گویم.قبلاً دولت آمریکا اعلام می کرد ما گزینه حمه نظامی به ایران را رد نمی کنیم و آن را هم مانند سایر گزینه ها در نظر داریم.ولی چندی بعد با سخنان رهبر مبنی بر اینکه اگر امریکا به ما حمله کند ما به تمامی منافع آمرکا در تمام دنیا حمله می کنیم.وسخنان یکی از فرماندهان ارتش به گمانم که گفت:ما می توانیم هزاران موشک به اهداف آمریکایی در منطقه شلیک کنیم و رژیم اشغالگر قدس را نیز با موشکهای دوربرد هدف قرار دهیم.و اجرای رزمایشهای متعدد و استفاده از موشکها و سیستمهای ضد هوایی جدید و موشکهای ساحل به دریا که با آن می شود تنگه هرمز را کاملاً بست،نظر دولت آمریکا عوض شد و حالا می گویند که در مورد ایران تنها باید از راههای دیپلماتیک استفاه کرد.و من چندی قبل در یک روزنامه انگلیسی زبان چاب دهلی نو(به گمانم)عکسی را دیدم از پلاکاردهای دست مردم امریکا که روی آنها نوشته شده بود"No War With IRAN"و"Diplomacy With IRAN"و در زیر آن فکر کنم سخنان رایس در مورد استفاده از دیپلماسی علیه ایران و در یک ستون زیر سخنان رهبر را که برایتان گفتم نوشته بود.آیا این یک موفقیت دیپلماتیک برای ایران نیست؟که یکی از بزرگترین ارتشهای دنیا را که پایگاههای فراوان در منطقه دارد را مجبور کنیم از گزینه نظامی صرف نظر کند؟آیا این توان دفاعی ایران را نمی رساند؟

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 11:3  توسط رضا  | 

در قسمت اول به بررسی سهمیه بندی و فواید آن در شهر های مرزی پرداختم.حالا به این موضوع در شهرهای بزرگ می پردازم.در شهرهای بزرگ یکی از فواید سهمیه بندی بنزین مجبور کردن مردم به استفاده از وسایل نقلیه عمومی و یا پیاده روی،استفاده از دوچرخه ویا حتی استفاده از اینترنت برای انجام بعضی کارهاست.درست است که وساین نقلیه عمومی کم است، باز هم مردم از تمامی ظرفیت آنها استفاده نمی کنند.و نمی شود که اول کلی اتوبوس به ناوگان اتوبوسرانی اضافه شود همه اتوبوسها خالی در شهر حرکت کنند بعد بنزین سهمیه بندی شود و مردم کم کم لز اتوبوسها استفاده کنند.ول حالا هر اتبوسی که وارد ناوگان می شود تقریباً از تمامی طرفیت آن استفاده میشود.این کار مشکلاتی برای مردم ایجاد می کند ولی باید تحمل کرد تا همه چیز عادی شود.مسلماً مدت زمان گذار از استفاده از ماشین شخصی به استفاده از اتوبوس بر مردم سختیهایی وارد میشود ولی باید تحمل کرد.یقیناً مردم با وضع جدید عادت می کنند.مگر در دیگر کشورهای دنیا بنزین 100 تومانی به مردم داده می شود؟(البته به غیر از عربستان و ونزوئلا با بنزین 65 تومانی)البته درست است که مردم در بعضی از کشورها به دلار پول بدست می اورند ولی باید توجه کرد که به دلار هم باید پول خرج کنند.متأسفانه یکی از عادات بد مردم استفاده از ماشین برای تفریح نه و سیله ای برای تفریح است.که باید اصلاح شود.جوانانی که تمام مدت در خیابانها(C8H18)می سوزانند و علاوه بر شلوغی خیابانها برای مردم هم ایجاد مزاحمت می کنند اصلاً به دنبال سرگرمی درستی نیستند.شاید از این به بعد جوانان کمی به فکر سرگرمیهایی باشند که سرمایه ملی مملکت را هدر ندهد.از موتورسوارها وکیف قاپها هم اصلاً حرفی نمیزنم.چون فکر کنم با وجود یک لیتر بنزین در روز دیگر کیف قاپی هم به تهیه بنزینش نیارزد.

سهمیه بندی بنزین فرصتی است تا مردم عادت کنند کارهای خود را از راههای کم هزینه تر(برای جامعه)انجام دهند.فکر نکنم دیگر کی که کامپیوتر(همون رایانه)در خانه داشته باشد و البته بلد باشد با آن کار کند برای پرداخت قبوض آب و برق و....ماشین را روشن کند به بانک برود،در صف بیاستد و پول را پرداخت کند.

چرا ما مانند مردم چین نمی توانیم از دوچرخه استفاده کنیم؟آیا تا به حال خانواده ای را دیده اید که همه با هم با دوچرخه به دید و بازدید بروند؟آیا این کارها برای جلوگیری از هدر رفتن سرمایه های ملی کارهاس ساده ولی مؤثری نیستند؟

بنزین آزاد

در مورد بنزین آزاد باید بگویم آزاد کردن قیمت بنزین تورم بسیار زیادی را به مردم تحمیل می کند.همین حالا هم ما در کنترل تورم مشکل داریم وای به روزی که قیمت بنزین آزاد شود.رشانه های ان طرف اب هم دوتا خبر بدهند انوقت شاید تورم به 40 یا 50درصد هم برسد.البته اگر خواهان اقتصاد قدرتمندی هستیم باید سعی کنیم آنقدر مردم را از نظر اقتصادی قوی کنیم که بتوانند از پس بنزین آزاد هم بر بیایند.

در مورد دادن بنزین آزاد همراه با بنزین سهمیه بندی به قول رئیس مجلس مانع از رسیدن به یکی از اهداف اصلی سهمیه بندی که صرفه جویی مردم و یاد دادن راههای صرفه جویی به مردم است میشود.و تا پایان امسال خبری از بنزین آزاد نیست.و بعد از آن در این مورد تصمیم گیری می شود.که البته برای دیدن نتیجه سهمیه بندی بدون بنزین اضافه بوده است.که البته بعضیها می گویند باید با استفاده از کار کارشناسی باید نتیجه را پیش بینی کرد و سپس ان کار را انجام داد.و نباید از مردم به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده کرد.که البته به نظر من با وجود وسعت ایران،همسایه های نا آرام،مردمی که منتظر یک خبر هستند تا شیشه بشکنند و صندوف پست بیاندازندفرسانه های خارجی که از کاه کوه می سازند کار کارشناسی چندین سال طول می کشید و تا آن موقع هم واردات بنزین به ایران توسط فشارهای ایالات متحده تعطیل میشد و دیگر بنزینی برای عرضه آزاد نمی ماند.ودر اخر به نظر من سهمیه بندی کاری بسیار عالی است که برای اولین بار به مردم نشان داد که هر قدر خواستند نمی توانند از سرمایه ملی بخورند.

کسانی که قسمت اول را نخواندند به اینجا مراجعه کنند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 18:5  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 17:59  توسط رضا  | 

سلام دوست عزیز
فکر نمی کنم با شما بشود بحث منطقی کرد

چند کتاب که پشنهاد می دم بخونید اون موقع چشم در خدمت شما هستم

سیاست چیست سیاست مدار کیست

اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی

تاریخ پیدایش ولایت فقیه

دلايل فروپاشی شاهنشاهی ساسانيان چگونگی مسلمان شدن ايرانيان

قوم یهود ذر کجا میزیستند

و دعا می کنم که در کنکور قبول بشوید و عضو فعال بسیج دانشجویی بشوید و از آزار دیگر دانشجویان لذت کامل رو ببرید

 

من فکر می کردم بالاخره یک فرد منطقی پیدا شد نه مثل اینکه اشتباه کردم.

من نمی دانم چرا در این کشور هر کس از دولت و حکومت طرفداری می کند همه فکر میکنند حتماً ریش دارند.کارت بسیج فعال همیشه در جیبشان است.که واقعاً از افرادی که ادعای منطقی بودن دارند این کارها بعید است.در ضمن باید بگویم که من تا همین سال قبل یعنی قبل از جنگ 33 روزه نظرم کاملاً با حالا فکر می کردوولی یک دفعه گفتم این دفعه منطقی باشم.وقتی همه از رئیس جمهور بد می گویند من فکر کنم بعد بد بگویم.حرفهای منطقی را باور کنم.وحالا اینگونه شدم.

در مورد کتاب اگر واقعاً قصد معرفی کتاب دارید نام دقیق انتشارات نویسنده سال چاپ چیزی بدهید تا بتوانم آنها را پیدا کنم.در ضمن من علاقه ی زیادی به مسایل تاریخی ندارم.

در ضمن من از قسمت آخر نظرتان کاملاً متأسفم.این یک سیاه انگاری بزرگ.مگر هر کس عضو بسیج دانشجویی باشد سادیسم دارد؟

واقعاً از شما که ادعای بحث منطقی دارید متأسفم.من نمیدانم اگر یک نفر عقده داشته باشد و اتفاقاً در بسیج هم باشد شما باید آنرا به همه تعمیم دهید؟

در ضمن من هم به شما توصیه می کنم اگر در جو دانشگاه هستید و چهار نفر دورتان را گرفته و همه دم از آزادی میزنید ابتدا به این فکر کنید که آیا جوانان ما جنبه آزادی را دارند یا خیر؟

راستی نظرتان را در مورد قسمتهای دیگر جوابیه نگفتید.


سلام. خوبید؟مرسی از اینکه به بلاگ من سر زدی.من اخبارهام رو بیشتر از voa می گیرم.خوشحال میشم که هم تبادل لینک کنیم و هم اینکه بتونیم اخبارهامون رو مبادله کنیم.خبرش رو بهم بدید.مرسی

من زیاد از اخبار voa خوشم نمی آید.تقریباً در تمام مسائل سیاسی رفتار می کنند.

البته من خبر در وبلاگم نمی گذارم.

سعی کنید از منابع دیگری خبر تهیه کنید.یا حداقل برای بی طرفی وبلاگتان خبرهای سیاسی مربوط به ایران را پس از تطبیق با دیگر منابع قرار دهید.

برای تبادل لینک هم آماده ام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:15  توسط رضا  | 

اول سلام دوست عزیز نمی دونم تحصیلات شما چقدری هست و چه رشته تحصیلی رو خوندین ولی خدمت شما عرض کنم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی زیر نظر وزارت کشور می باشد و وزارت کشور نیر زیر نظر ریاست جمهوری ولی یه کمکی به اطلاعات خودتون بیفزاید بد نیست . و موضوع دیگر احمدی نژاد نیز یک سیاست مدار است ولی ساده لوه چون سیاست مردان بزرگ سوتی به این بزرگی نمی دن که بعدها براشون مشکل ساز بشه- در مورد اسراییل من قوم عرب رو متجاوز ترین قوم در جهان می دانم باز هم اگر کمی در مورد حمله عراب به ایران از نظر همون تاریخ نویسان عرب ( تاریخ طبری) ایرانیان با زور شمشیر مسلمان شدن چون هم اکنون که عربهای متجاوز به عراق - مصر - همان اسراییل( به گفته شما فلسطین) یا کشور های دیگر اصالتا عرب نبودند که با جنگ و خون ریزی خلیفه عرب آن زمان عمر به زور شمشیر مسلمان شدنداسراییل هم حق یهودیان است چون سرزمین پدریشان است
مثل ما ایرانیان که ایران را سرزمین پدرمان می دانیم . شاید شما عرب باشید ؟؟؟؟؟

اگر جوابیه دارید لطفا کمی مطالعه کنید . ممنون شما هموطن عرب یا ایرانی من

سلام من خوشحالم که بالاخره یکی پیدا شد تا با من بحث منطقی کند.

1-بله نیروی انتظامی زیر نظر وزارت کشور است.اما در تبعیت از رهبر.سعی کنید اول اطلاعات کاملی پیدا کنید سپس آنها را بیان کنید.این اصل مطلب از سایت نیروی انتظامی:"براساس قانون جديد، پليس ايران جزيى از ستاد نيروهاى مسلح و وابسته به وزارت كشور و در تبعيت از رهبرى معظم انقلاب قرار دارد."

این هم لینک آن

2-سیاستمداران بزرگ(اگر بشود اسمشان را بزرگ گذاشت)از اینگونه به اصطلاح شما سوتی ها زیاد می دهند.نمونه اش آقای تونی بلر که دقیقاً 10 سال قبل در سخنرانی هنگام تشکیل دولت اعلام کرد که:"ما خواهان آنیم که دولت بریتانیا وارد هیچ جنگی نشود و نیروهای انگلیسی در هیچ کشور خارجی حضور نداشته باشند."این هم سوتی که نه گاف بزرگ ایشان که فیلم آن سخنرانی از شبکه خبر نیز پخش شد.حالا شاید شما بگویید که حالا زمانه عوض شده آن زمان القاعده این قدر قدرتمند نبود من هم می گویم که دو سال قبل جوانان در مراسم چهارشنبه سوری به اجداد و خواهر و مادر مسئولین مملکت فحش نثار نمی کردند.کاری که همین پارسال انجام دادند.از آن گذشته وقتی دیدند که پلیسها به فحاشی های آنان اهمیت نمی دهند شروع به فحاشی به خود پلیسها کردند.دو چند سال قبل از این خبرها نبود که ضرورت پیدا کند جوانان را کنترل کرد.با وجود اینکه این کارها هیچ ربطی به رئیس جمهور ندارد.و قسمتی از این برنامه برای تقویت طراحان لباس داخلی انجام می شود که هیچ کس حاضر نیست طرح از آنها بخرد زیرا بجای خریدن طرح میرود لباس شب از آن ور آب پیدا میکند کمی تغییرش می دهد و به عنوان مانتو می فروشد(این را یکی از همان طراحان لباس گفت.)که به نظر من کار عالی برای حمایت از صنعت داخل است و هم جلوی لباس های واقعاً عجیب و غریب گرفته می شود.

3-در مورد حمله اعراب به ایران من 100% با نظر شما مخالفم.این را بدانید که تسلط اعراب بر ایران باعث مسلمان شدن ما نشد.دلیلم هم این است که وقتی مغولان تمام ایران را به تصرف در آوردند ایرانیان اسلام را کنار نگذاشتند در حالیکه بهترین موقعیت برای این کار بود.و جالب است بدانید که خود مغولان کم کم به اسلام علاقمند شدند و مسلمان شدند این صحبتهای من نیست صحبتهای کارشناسی است که در یک سخنرانی اینها را گفت.

4-در مورد فلسطین من با"سرزمین پدریشان" کاملاً مخالفم.اگر این طور باشد چون در زمان هخامنشیان و داریوش اول تمامی فلسطین+بیشتر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس+عراق+سوریه+مصر+اردن+ترکیه+بخشهایی از اروپا جرو قلمرو آنان و سرزمین ایران بود پس فلسطین سرزمین پدری ماست و ما باید آن را پس بگیریم.در ضمن یهودیان از قبل از تشکیل کنفرانس صهیونیسم جهانی بعد از آن و تا هنگام اعلام استقلال!!!!!!!!این رژیم با مسلمانان در صلح وصفا زندگی می کردند.در ضمن از ابتدا محل تشکیل دولت یهود توسط هرتزل و دوستان فلسطین نبود بلکه چند کشور از آفریقا و فکر کنم آرژانتین نیز از پیشنهادات بود و این خود نشان می دهد آنها به سرزمین پدری بودن یا نه کاری نداشتند.و تنها مایل به تشکیل دولت یهود بودند.که عوامل مساعد فلسطین از قبیل آب و هوا تشویق یهودیان با تبلیغ برای سکونت در سرزمین ظهور منجی(حضرت مسیح!)شهر مقدس بیت المقدس و... بر عوامل نا مساعد از قبیل جنگ با اعراب که شکست دادن آنها آسان نیست چربید و این مکان انتخاب شد.

5-در ضمن من عرب نیستم و از اعراب بی عرضه هم اصلاً خوشم نمی آید.

6-من در مورد ساده لوح بودن احمدی نژاد به شما مخالفم به نظر من ایشان با وجود سادگی زندگی مغز متفکری دارند.

7-من تازه کنکور دادم و هنوز دانشگاه نرفتم.

8-شاید شما کتابهای اجتماعی راهنمایی را فراموش کرده اید چون در آنها چیزهایی در مورد رهبر و نیروی انتظامی نوشته شده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 11:50  توسط رضا  | 

سلام
عزیزم یه چیزی بهت می گم اینو همیشه اویزه گوشت کن به دردت می خوره :
از کسی حمایت نکن که هم نتیجه کارش گند باشد و هم خیلی تبلیغاتش کنند همیشه سعی کن با توجه به اصول سیاسی مسائل را تحلیل کن.

امار ارقام های غلط را معیار خوذت قرار مده .
بر فرض مثال اگه دوران خاتمی هم تورم 11 باشد این دوران هم 11 باشد :
این را باید گفت که خاتمی بدهی های سر رسید دولت را داد و با مشکل بزرگ خشکسالی همراه بود و همه این ها را فقط با 160 میلیارد دلار در 8 سال انجام داد (درامد نفت)

ولی این اقای محترم از اول حکومتش با هیچ مشکل جدی رو به رو نبود و در این سال در امد دولت 120 میلیارد دلار بود که تا حالا این همه رشد تورم داریم که کارشناسان تا حدود 43 % هم اعلام می کنند.

تا حالا حدود 6 سال اقای خاتمی ایشون نفت فروخته و اعلام می کند این سرمایه را برای اینده نگه می داریم.

سلام در پاسخ به صحبتهای دوست عزیز باید چند نکته را عرض کنم.

1- معمولاً باید حرفی را که درست و منطقی باشد آویزه گوش کرد.نه این حرف که از کسی که همه کارهایش گند است حمایت نکن.چون اصولاً اینکه تمامی کارهای یک فرد را سیاه جلوه دهیم کار نادرستی است.حتی اگر بگردید در کارهای هیلتر هم کارهای خوب پیدا می کنید.در حرفهای هیتلر هم میتوان سخنان بسیار پرمعنا و جالبی پیدا کنید.و اینگونه سیاه انگاریها کاملاً غلط است.

2-در مورد نرخ تورم چون من این اطلاعات را چندین ماه قبل به دست آورده بودم وطی این چند ماه که درگیر کنکور بودم وبه تقریباً ایم مسائل را فراموش کرده بودم احتمال اشتباه من وجود دارد و من سعی دارم آمارهای رسمی در این زمینه را پیدا کنم.در ضمن تورم ۴۳٪ به نظر کاملاْ خیالی می آید کدام کارشناسان؟؟؟؟

3-در مورد مشکلات دولت فکر نکنم مشکلات کمتر شده باشد بلکه بیشتر هم شده است.حوادث طبیعی مانند طوفان اخیر گونو که خسارتهای آن از کل بودجه حوادث غیر مترقبه کشور بیشتر است از این جمله است.مشکل بزرگ دیگر تحریم است که روز به روز نیز یشتر می شود.ایجاد امنیت در کشور نیز از دیگر مشکلات دولت است. آیا در دولت آقای خاتمی با ماشین بمب گذاری شده به نیروهای مسلح حمله شده بود؟؟این از عوارض باز گذاشتن مرز برای امرار معاش مردم در دوران خشکسالی بود که باعث افزایش شرارت در شرق کشور شده است.که از اقدامات دولتهای قبلی بوده است.

4-البته شما منبعی برای بیان درآمدهای دولت نداده اید.ولی با فرض درست بودن آنها این گفته شما را بررسی می کنم.در مورد افزایش درآمدها نفتی که یکی از علل ان افزایش قیمت نفت است نما توان گفت پول بیشتری در اختیار دولت قرار می گیرد.زیرا به همان میزان یا بیشتر قیمت بنزین مواد پتروشیمی و حتی اهن الات افزایش می یابد.و با ترکیب شدن با تحریم مشکلات زیادی را برای دولت و مردم ایجاد می کند.در مورد تحریم هم بعداً إن شاء الله صحبت می کنم.

۵-من نمیدونم این اطلاعات را از کجا بدست آوردید؟مگر میشود دوساله نفت ۶سال را فروخت؟

اصلاْ مگر ما توانایی این همه استخراج را داریم؟شاید منظورتان درآمد باشد که در قسمت قبل توضیح دادم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 18:56  توسط رضا  | 

در مورد اقتصاد کشور مردم دیدگاههای خوبی نسبت به دولت ندارند.البته بخشب از آن درست و بخشی دیگر عجیب است.مثلاً می گویند از وقتی احمدی نژاد اومده قیمت همه چیز دو برابر شده است!!!! یا با یک درجه تخفیف می گویند از وقتی احمدی نژاد اومده قیمت همه چیز زیاد شده است.البته مردم اصلاً توجه نمی کنند که در دولتهای قبل نیز تقریباً همه چیز گران می شد.نرخ تورم را برای همین چیزها ساخته اند دیگر.در دولت قبلی هم نرخ تورم حدود 21 یا 13 درصد بود.حالا هم تقریباً همان است.البته فکر کنم سال 85 تورم 11 درصد بود.یعنی کالاها کمتر گران شده است.ولی متأسفانه جو مسموم علیه دولت به مردم اجازه درست اندیشیدن درباره دولت را نمی دهد.مردم چیزهایی می گویند مثلاً:قیمت فلان چیز تا همین سال قبل اصلاً تغییر نکرده بود حالا که احمدی نژاد اومده همه چیز رو گرون کرده.در مورد این مطلب باید گفت که بعضی کالاها که چندین سال افزایش قیمت نداشته اندبا وجود تورم دیگر فروش با قیمت قبلی اصلاً سودی ندارد پس باید قیمتها پس از چند سال افزایش یابد.نمی شود که قیمت یک کالا تا ابدالدهر ثابت بماند.ئر مورد بعضی کالاها نیز به دولت ربطی ندارد.اگر قیمت آهن به صورت جهانی زیاد می شود و ایران آهن وارد می کند نمی تواندباز هم یارانه بدهد تا عده ای بساز وبفروش سود بیشتزی کسب کنند.چون مسلماً مصرف آهن توسط بساز و بفروش ها بسیار بیشتر از مردم عادی است.در مواردی هم دست دولت کوتاه است.مثلاً در صحبتهای اقتصادی آقای احمدی نژاد که از صداوسیما هم پخش شد ایشان اشاره کردند که وقتی قیمت آهن بصورت جهانی بالا می رود شرکتهای داخلی می گویند یا از ما به نرخ جهانی بخرید یا بگذارید که ما اهن صادر کنیم کخ با نوجه به نیاز به واردات عملی نیست.در حالیکه این شرکتها از گاز تقریباً مجانی استفاده می کنند و به نوعی از دولت یارانه می گیرند.و دولت نمی تواند کاری انجام دهد چون قانون به او اجازه نمی دهد و اینجا باید مجلس کاری انجام دهد.

به نظر من یکی از نقاط قوت دولت وارد کردن مردم به اقتصاد بود.تا دولت قبلی مردم اصلاً به اقتصاد کاری نداشتند اگر چیزی گران می شد حرفی نمی زدند.ولی با عوض شدن دولت مردم تمامی سیاستهای سیاسی اقتصادی دولت را دنبال می کنند و هر کجا فکر کنند اشتباهی رخ داده است اعتراض می کنند.که البته امیدوارم اعتراضات منطقی درست وبه دور از احساسات باشد.البه نه مثل کارکنان آموزش و پرورش که هر موقع بیکار می شوند جلوی مجلس اعتراض می کنند که حقوقشان زیاد بشود.بگزریم از زیان ده بودم آموزش و پرورش.افزایش حقوق آنان باعت ایجاد تورم عجیبی می شود و دود آن به چشم دیگر مردم به خصوص اقشار پایین جامعه می رود.چون این افزایش حقوق عموماً خرج خرید یخچال فریز تلویزیون فرش رنگ کردن منازل و..... می شود.ومتأشفانه هیچکدام از معلمان معترض پول را در بورس یا بانک سرمایه گذاری نمی کنند.پنجره های خانه شان را دوجداره نمی کنند.بجای عوض کردن کولر با درجه D با یک کولر با درجه B میروند و یک کولر بادرجه G هم می خرند.و اصلاً هم کاری به کاراتلاف انرژی اسیار زیاد در ایران ندارند.البته این مختص معلمان نیست و تمامی اقشار جامعه اینگونه زندگی می کنند.باید خدارا شکر کرد که حداقل استفاده از لامپ کم مصرف در ایران رواج پیدا کرد.

یکی دیگر اقدامات دولت یا به عبارت بهتر اقتصادداناد کشور به نوشتن نامه ای سر گشاده به دولت و ترتیب دادن یک نشست اقتصادی با انان از طرف دولت بود.خدا را شکر که در این مملکت یک نفر پیدا شد که به انتقادها اهمیت بدهد.البته در مورد نتایج این نشست نباید به این زودی انتظار نتیجه داشت.چون این نشست سرآغازی برای وارد کردن اقتصاد دانان به کارهای دولت و کمک گرفتن از آنان بود.بگذریم از اینکه سبکه های فارسی زبان ماوراءالبحار سعی در کم جلوه دادن و بی اعتنایی دولت به این نامه اشند.ولی به قول خود آقای احمدی نژاد نباید همه کارهای انجام شده توسط دولت را با آرمانها و آرزوها مقایسه بلکه باید با قانون وکارهای دولتهای قبلی مقایسه کرد.کدام دولت تورم زین 10 درصد داشته است؟در کدام دولت معضل بیکاری وجود نداشته است؟در کدام دولت رشوه خواری و پارتی بازی نبوده است؟سعی کنیم به جای گوش دادن به کلی گویی های همان شبکه های فارسی زبان و تیتر زدن"اقتصاد بحران زده ایران" که از تیتر آن معلوم است چه هدفی دارد کمی نیز به آمارهای بانک مرکزی که چند دهه مأمور دادن آمارهای اقتصادی است توجه کنیم.از گامهای مثبت ایران در زمینه اقتصاد که یکی از بزرگتریم مراجع اقتصادی ان را اعلام کرده است هم حرف بزنیم.به جای توجه 24 ساعته به مشکلات اندکی نیز به دستاوردها و کارهای موفق فکر کنیم.یعنی همان تفکر مثبت.امیدوارم مستند"راز" را که 4بار از سبکه 4 پخش شد دیده باشید.و از آن نیز در مسائل اقتصادی و ساسی استفاده کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 11:21  توسط رضا  | 

اصولاً انتقادهایی که به آقای احمدی نژاد توسط مردم عادی وارد می شود یا در حوزه اقتصادی است که ان شاء الله بعداً به آن می پردازم.ویا در حوزه سیاسی که در حوزه سیاسی بیشتر صحبتها در مورد حرفهای وی در مورد هولوکاست و نابودی رژیم نژادپرست اشغالگر قدس است.

من می خواهم در مورد حوزه سیاسی صحبت کنم.

بیشتر افرادی که در بین مردم در مورد هولوکاست از احمدی نژاد انتقاد می کنند اصلاً صحبتهای وی را در این مورد نشنیده اند. وبیشتر حرفهای دیگر مردم و رسانه های غربی را تکرار می کنند.من اینجا اصل صحبتهای ایشان را در مورد هولوکاست بیان می کنم.در مصاحبه با شبکه France 24 یا شبکه تلویزیونی اسپانیا(دقیقاً یادم نیست)در این مورد از وی سؤالات بسیاری شد.که من خلاصه آنها را اینجا بیان می کنم.اول اینکه ایشان تأکید کردند که حرف من این است که باید بیشتر در مورد این واقعه(البته معلوم نیست که واقع شده باشد)تحقیق شود.و برای همین هم کنفرانس هولوکاست در تهران برگزار شد.دوم اینکه بالفرض محال هم اگر هولوکاست واقعیت داشته باشد چرا تاوان آن را باید مردم فلسطین بدهند؟؟؟؟؟؟چرا سرزمینهای آنان باید اشغال شود؟؟؟؟؟؟؟اگر نازیها در لهستان این کارها را کرده اند چرا هم اکنون در همان کشورها ایالتی را به این صهیونیستها اختصاص نمی دهند.اگر نازیها این کارها را کرده اند باید تاوان آن را هم که دادن بخشی از کشورشان به صهیونیستها است قبول کنند.این همان حرفی است که مردم در کوچه و خیابان می گفتند:"احمدی نژاد گفته چرا اسرا.... را از اینجا بر نمی دارید و در اروپا قرار نمی دهید؟"می بینید که مردم چگونه یک حرف منطقی را به یک حرف غیرمنطقی تبدیل می کنند.و از آن بر علیه شخص استفاده می کنند.مسئله دیگری که باید توضیح دهم در مورد نابودی این رژیم است که احمدی نژاد در پاسخ به همین سؤال که "آیا ایران خواهان محو اسرا.... و مردم آن است؟ که اگر اینطور باشد بسیار بد است "گفت:شوروی از روی کره زمین محو شد.ولی اتفاق خاصی و هیچ فاجعه انسانی رخ نداد.ما نیز خواهان اینگونه محو این رژیم هستیم.ما خواهان این هستیم که ابتدا تمامی آوارگان فلسطینی به سرزمینشان برگردند.سپس با انجام بک همه پرسی سراسری در ان سرزمین خود مردم نوع حکومت خود را عیین کنند.این یعنی همان دموکراسی که متأسفانه کشورهای غربی که ادعای زیادی در این زمینه دارند مخالف این عمل هستند.خود این رژیم اشغالگر قدس نیز که خود را دمکراتیک ترین!!!!!!!!!!!کشور خاورمیانه می داند مخالف این عمل است.

مردم احمدی نژاد را فردی تندرو میدانند. در حالیکه گفتگوهای وی با خبرنگاران خارجی از جمله والاس خنرنگار یهودی طرفدار صهیونیسم شبکه CBS نشان داد که وی فردی منطقی است و برای حرفهای خود دلایلی منطقی دارد.و ما باید سعی کنیم ابتدا حرفهای وی را کاملاً گوش کنیم سپس اظهارنظر نماییم.وتنها به گفته های اطرافیان و لاطائلاط شبکه های خارجی از جمله BBC که مخفف بنگاه سخن پراکنی بریتانیا است و معلوم است که سیاستهای دولت خود را دنبال می کند و همچنین شبکه های فارسی زبان آن طرف آب از جمله VOA که بودجه دولت آمریکا را مصرف میکند را ابتدا با منطق و منابع معتبر سنجبده سپس باور کنیم.

در مورد اینکه چرا من اصلاً اسم این رژیم را نیاوردم باید بگویم من یک اسم جعلی را تکرار نمی کنم و اگر آن را تکرار کنم مثل این است که آن واقعیت دارد در حالیکه اگر در هیچ کجای دنیا این اسم استفاده نشود خودبخود از مشروعیت آن کاسته میشود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 20:27  توسط رضا  | 

نمیدانم چند نفر از شما برنامه های صدای آمریکا را نگاه میکنید.من می خواهم کمی در مورد این شبکه صحبت کنم. متأسفانه افرادی که در این شبکه صحبت میکنند بسیار بددهن هستند و انسان از یک دکترای اقتصاد یکی از دانشگاههای آمریکا(البته اگراین مقام واقعی باشد)اصلاً انتظار ندارد شروع به فحش دادن به مقامات دولتی بکند.من از شما خواهش میکنم از این به بعد با دقت بیشتری به این برنامه ها نگاه کنید.اول فکر کنید سپس حرفهایشان را باور کنید.توجه کنید که این شبکه بودجه کاملاً دولتی دارد.50 میلیون دلار یعنی حدوداً 46میلیارد تومان همین امسال از طرف دولت آمریکا به بخش فارسی این شبکه داده شد.مطالب منتشر شده در این شبکه بیشتر حالت کلی گویی دارد و دارای منابع موثقی نیستند.البته تمامی حرفهایشان کلی گویی نیست بلکه تعداد زیادی از آنها جزیی گویی است.مثلاً مدت زیادی روی این مطلب که یک نفر اخراج شده است و یا حقوقش کم شده است مانور می دهند. در حالیکه اصلاً معلوم نیست که این شخص وجود خارجی دارد یا خیر.یا یک بچه دبیرستانی که از دولت خوشش نمی آید این لاطائلاط(از نظر املا من هم به این کلمه شک دارم)را سر هم کرده. مثل چند وقت پیش که با برنامه های باغ مظفر و شبهای برره این شبکه های سیاسی از جمله صدای امریکا را سر کار گذاشته بودند.من برای شروع یک برنامه را که تقریباً کامل دیدم بررسی میکنم.البته چون ساعت 2.5 یا 3 صبح بود و کاغذ قلم دم دست نبود نتونستم نت بردارم و هر چی یادم مونده مینویسم.آقای دکترای اقتصاد در حال تحلیل بود در مورد اینکه ایران در ونزوئلا کارخانه می سازد و اینکه این کار در کل به ضرر کشور است!!!من نتونستم درک کنم که چرا ساخت کارخانه در کشورهای دیگر به ضرر ایران است.از اینکه در ایران کمبود تراکتور است که البته تا جایی که من یادم است تا همین چند وقت پیش از زابل به افغانستان تراکتور هم قاچاق می شد.در یک قسمت نظرات بینندگان را پخش کردند از جمله اینکه "بعد از جیری بندی بنزین حتماً نوبت برق و بعد آب است و حتماً نفس کشیدن!! هم جیره بندی میشود"کمی روی این جمله فکر کنید.به نظر شما چیزی بیش از حرفهای احساسی یک مخالف که فرصت کرده حرف بزند در آن می بینید؟؟ جناب دکتر هم شروع به سخنرانی در مورد احتمال جیره بندی آب و برق کرد.البته نمی دانم ایشان چیزی در مورد جیره بندی آب در شهرهای بزرگ از چندین سال قبل میدانست یا نه؟و شروع به حرف زدن در مورد اینکه با وجود کمبود آب ایران به کشورهای عربی آب صادر میکند.من در مورد درستی آن اطلاعی ندارم ولی اگر در یک منطقه آب زیاد باشد دلیلی ندارد که آب را چند هزار کیلومتر منتقل کنند که افرادی با آن ماشین بشورند و به نظر من صادرات اضافات آب کاری منطقی است و مسلماً ارز آوری خوبی نیز دارد.در مورد مطالب زیرنویس شده نیز کاملاً احساسی غیر منطقی ومسخره بود از جمله اینکه ایران بیشتر پول نفت را به حزب الله و خرج خرید اسلحه می کند.که البته بنده خدا حتماً چیزی در مورد اینکه بیشتر پول نفت خرج واردات بنزین میشود نمی داند.و اگر فکر کنید می بینید که اصلاً با عقل جور در نمی آید. اینکه ایران به برادران مسلمان کمک کنید به نظر من بهتر است تا اینکه پول وارد کشور شود و باعث تورم بیشتر شود چون متأسفانه ما ایرانیان بلد نیستیم پول خرج کنیم.که در این مورد بعداً صحبت می کنم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 10:29  توسط رضا  |